اپیزود 95- جویندگان طلا-قسمت پنجم- بچه‌ها در رقابت بلاک چین

ژانویه ۲۰۱۴، فلوریدا

یک ماه مانده به سقوط Mount Gox، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) از مرکز همایش‌های ساحل میامی بیرون می‌آید و در مقابل آفتاب درخشان قرار می‌گیرد.

لحظه‌ای مکث می‌کند و هوای شرجی، مثل پتویی گرم، اندام لاغر و نحیفش را در بر می‌گیرد.

بوتِرین فقط ۱۹ سال دارد و همین حالا نخستین سخنرانی عمومی‌اش را در کنفرانس بیت‌کوین آمریکای شمالی انجام داده است.

وقتی این نابغه‌ی روس‌تبارِ کانادایی روی صحنه رفت، فقط یکی دیگر از خوره‌های دنیای رمزارز به نظر می‌رسید.

اما حالا خودش و پروژه‌ی انقلابی‌اش، Ethereum، به ستاره‌های این حوزه تبدیل شده‌اند.

دوازده مرد سرخوش و هیجان‌زده، بوتِرین را تا بیرون همراهی می‌کنند.

آن‌ها پیروان او هستند؛ گروهی نامتجانس از برنامه‌نویس‌ها که وقتی پیشنهاد بوتِرین برای ساخت Ethereum را خواندند، چنان به وجد آمدند که حالا دارند به او کمک می‌کنند ایده‌اش را به کد کامپیوتری واقعی و قابل اجرا تبدیل کند.

یکی از اعضای گروه، مردی کچل در دهه‌ی چهل زندگی‌اش، خودش را به بوتِرین می‌رساند.

«ویتالی، اوبرمون رسید. بیا، برگردیم خونه و جشن بگیریم.»

بوتِرین سوار یکی از تویوتاهای منتظر می‌شود. هنوز در را کامل نبسته که یکی دیگر از اعضای جوان‌تر گروه به سمت ماشین می‌دود.

«برای یه نفر دیگه جا هست؟»

بوتِرین، که جثه‌ی لاغر و کشیده‌ای دارد، خودش را کنار می‌کشد تا او هم جا شود.

وقتی اوبر از کنار خیابان راه می‌افتد، برنامه‌نویس جوان‌تر با لبخند به بوتِرین نگاه می‌کند.

«ترکوندی، مرد! واقعاً ترکوندی! باید ایستاده تشویقت کرد!»

بوتِرین جواب می‌دهد: «یه جاهایی دست‌وپام رو گم کردم.»

«کی اهمیت می‌ده؟! سالن رو منفجر کردی. مردم دارن برای سرمایه‌گذاری روی Ethereum لحظه‌شماری می‌کنن.»

برنامه‌نویس جوان نگاهی به پیامی که روی تلفنش آمده می‌اندازد؛ اوبر در حال عبور از پلی است که از روی خلیج Biscayne می‌گذرد.

«وای! رفیقم توی اسرائیل می‌گه انجمن‌های رمزارزی دارن منفجر می‌شن. می‌گه توی فروش عمومی می‌تونیم خیلی بیشتر از ۵ میلیون دلار جمع کنیم.»

فروش عمومی، یا عرضه‌ی اولیه‌ی کوین (ICO)، برای نقشه‌ی بوتِرین حیاتی است.

او نمی‌خواهد برای جمع‌کردن میلیون‌ها دلاری که برای ساخت Ethereum لازم است، دست به دامان سرمایه‌گذاران خطرپذیر شود.

در عوض، می‌خواهد از جامعه‌ی بیت‌کوین بخواهد پروژه را تأمین مالی کند؛ مردم قرار است رمزارز جدید او را پیش از آنکه حتی وجود خارجی داشته باشد خریداری کنند.

بوتِرین لبخند می‌زند.

«بیشتر از ۵ میلیون دلار واقعاً فوق‌العاده می‌شه.»

بعد مکث می‌کند.

«ولی بیاید هیجان‌زده نشیم. هنوز باید درباره‌ی مسائل حقوقی فروش رمزارز Ethereum، یعنی Ether، فکر کنیم.»

اسم این رمزارز Ether  است.

«فروش Ether از نظر قانونی احتمالاً به‌عنوان یک اوراق بهادار (Security) طبقه‌بندی می‌شود؛ چیزی شبیه سهام یا اوراق بهادار بانکی. بنابراین تحت نظارتکمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا  قرار خواهد گرفت.»

«آره، ما نمی‌خوایم با کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا درگیر بشم. بهتره یک وکیل بگیریم و قبل از شروع فروش، با این کمیسیون، کارو پیش ببریم.»

بوتِرین به آن سوی خلیج نگاه می‌کند و میگه « Ethereum واقعاً قراره اتفاق بیفته، مگه نه؟»

«آره، قطعاً.»

همین صبح،Ethereum  هنوز یک پروژه‌ی نسبتاً گمنام بود که بر پایه‌ی رؤیای بردن بیت‌کوین به مرحله‌ای فراتر شکل گرفته بود.

اما حالا مردم برای خرید یک رمزارز نظری که قرار بود روی یک بلاک‌چین هنوز وجودنداشته کار کند، سرودست می‌شکنند.

Ethereum  و شیوه‌ی نوآورانه‌اش برای تأمین مالی در مرحله‌ی اولیه، قرار است دنیای رمزارز را برای همیشه تغییر دهد و موجی از خرید به راه بیندازد.

و وقتی این اتفاق بیفتد، قیمت رمزارزها را به آسمان‌ هفتم خواهد فرستاد.

موزیک

سلام

من مهسا محق هستم و این اپیزود نود و پنجم از پادکست دومیم‌ه که در شهریور ماه سال 1405 خورشیدی منتشر میشه

این اپیزود، پنجمین قسمت از مجموعه 6 قسمتی‌ جویندگان طلاست که به تاریخچه بیت‌کوین و صرافی‌هاش اختصاص داره

در قسمت قبلی، دوقلوهای Winklevoss با صرافی Gemini  به میدان رقابت برگشتند و Brian Armstrong، مدیرعامل Coinbase، تلاش کرد سرعت پرداخت‌های بیت‌کوینی را افزایش دهد؛ اما استخراج‌کنندگان بیت‌کوین در چین جلوی او را گرفتند.

حالا هیجان پیرامون یک بلاک‌چین کاملاً جدید به نام Ethereum  هر روز بیشتر می‌شود و این پروژه در آستانه‌ی تبدیل‌شدن به جدیدترین میدان نبرد میان Coinbase و Gemini است.

این اپیزود عینا از پادکست انگلیسی زبان Business Wars یا جنگ‎های تجاری از مجموعه پادکست‌های کمپانی Wondery نقل می‌شود. اگر احیانا جایی بخوام به روایت چیزی اضافه کنم، حتما قبلش اعلام می‌کنم.

من کارشناس تربیت کودک نیستم، بچه هم ندارم ولی نظرم اینه که این قصه، موردی نداره که بچه‌ها گوش بدن، البته که جذابیتی هم براشون نداره!

این شما و این این قسمت پنجم از پرونده‌ی جویندگان طلا: بچه‌ها در رقابت بلاک چین!

از اینجا بشنوید

مه ۲۰۱۶، نیویورک

جمعیت دنیای رمزارز برای کنفرانس Consensus 2016 در هتل Marriott Marquis نیویورک جمع شده‌اند.

در لابی هتل، ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) روی فنجان چای سبزش خم شده است.

یک یوتیوبر دوربینش را تنظیم می‌کند.

رهگذری از این استاد ۲۲ ساله‌ی دنیای رمزارز عکس می‌گیرد؛ درست در لحظه‌ای که بوتِرین یک برش لیمو را داخل چایش می‌فشارد.

دو سال و نیم از زمانی که بوتِرین در میامی طرفداران بیت‌کوین را شگفت‌زده کرد، گذشته است.

از آن زمان، او در عرضه‌ی اولیه‌ی کوین خود ۱۸ میلیون دلار سرمایه جذب کرده و Ethereum را از یک ایده به یک پروژه‌ی واقعی تبدیل کرده است.

یوتیوبر دوربین را روشن می‌کند:

«سلام به دنیای کریپتو! من در Consensus 2016 هستم، همراه با ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، خالق Ethereum.»

بوتِرین رو به دوربین دست تکان می‌دهد.

یوتیوبر ادامه می‌دهد:

«خب، من وارد دنیای کریپتو شدم. بیت‌کوینم رو دوست دارم، لایت‌کوینم رو هم دوست دارم؛ اما آدم فنی‌ای نیستم. می‌تونی Ethereum  رو برام توضیح بدی؟ همه می‌گن قراره بزرگ‌ترین اتفاق بعدی باشه.»

بوتِرین سرش را می‌چرخاند و رو به یوتیوبر می‌کند. « Ethereum، بلاک‌چین خودش رو داره و رمزارز خودش رو هم داره…»

Ether  در میان فعالان دنیای رمزارز سروصدای زیادی به پا کرده، اما بوتِرین هنوز باید آن را بیشتر به مردم معرفی کند؛ چون صرافی‌های رمزارز مثل Coinbase و Gemini هنوز به مشتریانشان اجازه نمی‌دهند Ether  را بخرند یا بفروشند.

«بیت‌کوین به‌عنوان پول دیجیتال عالیه، اما هنوز بخش بسیار کوچکی از قابلیت‌های فناوری بلاک‌چین رو به کار گرفته. بلاک‌چین بیت‌کوین اساساً به تبادل بیت‌کوین بین دو طرف محدود می‌شه.

Ethereum  شکل بسیار قدرتمندتری از بلاک‌چینه.

Ethereum به مردم اجازه می‌ده اپلیکیشن‌ها رو روی بلاک‌چین خودش قرار بدن. بعد، رایانه‌های موجود در شبکه‌ی Ethereum اون اپلیکیشن‌ها رو اجرا می‌کنن.»

یوتیوبر حرفش را قطع می‌کند:

«صبر کن، صبر کن! اپلیکیشن؟ مثل اپ‌هایی که روی گوشی من هستن؟ یعنی مثلاً می‌تونه Twitter رو اجرا کنه؟»

ویتالیک: «بله. Ethereum می‌تونه هر کاری رو که بشه به‌صورت ریاضی توصیف کرد، انجام بده؛ درست مثل گوشی هوشمندت یا هر رایانه‌ی دیگه‌ای.

تفاوت اینجاست که در مورد Ethereum، خود شبکه، همان رایانه است.

پس بله، Ethereum  می‌تونه اپلیکیشن‌هایی مثل Twitter، Angry Birds یا eBay رو اجرا کنه.»

یوتیوبر: «واو! یعنی یه جور ابررایانه‌ی مجازیه که از هزاران رایانه در سراسر جهان ساخته شده؟»

ویتالیک: «بله، این تشبیه قابل قبوله، Ethereum همچنین ساخت رمزارزهای جدید رو هم ساده‌تر می‌کنه.»

یوتیوبر: «رمزارز جدید؟»

ویتالیک: «بله. روی Ethereum، ساخت یک ارز دیجیتال یا توکن، چیزی شبیه Bitcoin، فقط به نه (9) خط کد نیاز داره.»

این توکن‌های دیجیتال می‌توانند نماینده چیزی فراتر از پول باشند؛ مثلاً مالکیت یک دارایی، مثل زمین، سهام، کارت‌های بیسبال یا هر چیز دیگری. در این صورت، انتقال مالکیت می‌تواند به سادگی و سرعت فرستادن یک ایمیل انجام شود و این انتقال نیز برای همیشه روی بلاکچین اتریوم ثبت خواهد شد.

یوتیوبر: عجب! واقعاً ذهنم منفجر شد. این همان کاری است که اتریوم را برای انجامش ساختی؟

ویتالیک: من اتریوم را برای امکان‌پذیر کردن قراردادهای هوشمند ساختم.

یوتیوبر: قرارداد هوشمند؟ یعنی چه؟

ویتالیک: قرارداد هوشمند، توافقی است که شرایط و مفاد معامله در قالب کد روی بلاکچین اتریوم نوشته می‌شود. سپس بلاکچین به‌طور خودکار بررسی می‌کند که آیا شرایط قرارداد محقق شده‌اند یا نه؛ و وقتی شرایط برآورده شوند، قرارداد به‌صورت خودکار اجرا می‌شود، بدون اینکه به وکیل، دادگاه یا هر شخص ثالث مورداعتماد دیگری نیاز باشد.

مثلاً تو با اوبر به اینجا آمدی، درست است؟

یوتیوبر: بله.

ویتالیک: خب، این یک معامله بین راننده و تو، یعنی مسافر، بود. در واقع برای انجام چنین معامله‌ای، خود اوبر ضرورت ذاتی نداره. اما تو و راننده غریبه هستید و به هم اعتماد ندارید؛ بنابراین به اوبر نیاز دارید تا نقش شخص ثالث مورداعتماد را ایفا کند. اوبر هم در ازای این کار کارمزد می‌گیرد.

یوتیوبر: متوجه شدم.

ویتالیک: یک قرارداد هوشمند می‌تواند نیاز به اوبر را از بین ببرد. فرض کن تو و راننده بر سر یک قرارداد هوشمند توافق می‌کنید. در این حالت، بلاکچین نقش شخص ثالث مورداعتماد را ایفا می‌کند. بلاکچین اطمینان حاصل می‌کند که تو پول کافی برای پرداخت داری، اما تا زمانی که به مقصد نرسیده‌ای، پول را به راننده پرداخت نمی‌کند.

یوتیوبر: پس اتریوم داره کسب و کار اوبر رو تغییر میده؟

ویتالیک: بالقوه، بله. در تئوری، هر سازمان یا فردی که در یک معامله نقش «شخص ثالث مورداعتماد» را ایفا می‌کند، می‌تواند با یک قرارداد هوشمند جایگزین شود.

یوتیوبر: خب، باشه. اما اتر چی؟ اتر همان ارز دیجیتال اتریوم است، درست است؟ اصلاً چه نقشی دارد؟

ویتالیک: اتر، هم ارز اتریوم است و هم سوخت آن. هر محاسبه‌ای که اتریوم انجام می‌دهد، برای کاربر مقدار بسیار کمی اتر هزینه دارد. به این ترتیب، استفاده بیش از حد از شبکه عملاً بسیار پرهزینه می‌شود.

یوتیوبر: و کلاً قرار است چقدر اتر وجود داشته باشد؟

ویتالیک: برخلاف بیت‌کوین، برای مقدار کل اتر یک سقف مشخص وجود ندارد و استخراج آن می‌تواند ادامه پیدا کند.

ارزش اتر هم از اینجا می‌آید که مردم برای پرداخت هزینه کارهایی که می‌خواهند اتریوم انجام دهد، به آن نیاز دارند.

ویتالیک نگاهی به ساعتش می‌اندازد.

ویتالیک: ببخشید، من باید بروم.

یوتیوبر: اوه، باشه، باشه. پس خلاصه اینکه اتریوم و اتر قرار است دنیا را تغییر بدهند؟

ویتالیک: نمی‌دانم. اتریوم یک ابزار است. اینکه مردم چطور از آن استفاده کنند، انتخاب خودشان است. اما اینکه دنیا را تغییر خواهد داد… واقعاً نمی‌توانم چنین چیزی بگویم.

اما دوقلوهای وینکلووس (Winklevoss) امیدوارند اتر بتواند دنیای آنها را تغییر دهد. آنها به راهی نیاز دارند تا به صرافی شش‌ماهه‌شان، جمینای، کمک کنند از کوین‌بیس جلو بیفتد.

بنابراین جمینای، اتر را به فهرست ارزهای قابل معامله خود اضافه می‌کند.

این حرکت باعث می‌شود جمینای اولین صرافی قانون‌گذاری‌شده در آمریکا باشد که امکان خریدوفروش این رمزارز را فراهم می‌کند.

حرکت هوشمندانه‌ای است.

قیمت اتر در حال انفجار است؛ طی تنها ۹ ماه، از حدود ۱٫۲۵ دلار به بیش از ۱۲ دلار رسیده است.

مشتریانی که مشتاق خرید اتر هستند، برای ثبت‌نام در جمینای هجوم می‌آورند. خیلی زود، جمینای نه‌تنها از افزایش تعداد کاربرانش سود می‌برد، بلکه از کارمزدهایی که هر بار خریدوفروش رمزارز دریافت می‌کند نیز درآمد بیشتری به دست می‌آورد.

اما در حالی که جمینای آغوشش را به روی اتر باز کرده، کوین‌بیس هنوز مردد است.

مه ۲۰۱۶، دفتر مرکزی کوین‌بیس، سان‌فرانسیسکو

در اتاق جلسه، فِرِد اروسو، هم‌بنیان‌گذار شرکت، در حالی که با عصبانیت در اتاق قدم می‌زند، برای همکارانی که دور میز جمع شده‌اند غر می‌زند…

اتریوم در لبه فناوری قرار دارد. حالا، رفتن از بیت‌کوین به اتریوم مثل این است که از یک ماشین‌حساب جیبی به یک کامپیوتر شخصی بروی.

کارمندان ارشد کوین‌بیس که دور میز نشسته‌اند، با حرف‌های اروسو موافقت می‌کنند.

 از زمانی که ویتالیک بوترین آمده و درباره بلاکچین اتریوم و رمزارز آن، یعنی اتر، برایشان توضیح داده، همه‌شان به طرفداران آن تبدیل شده‌اند. همه می‌خواهند کاربران کوین‌بیس بتوانند اتر را هم بخرند و بفروشند.

اما یک مشکل وجود دارد؛ مشکل همین‌جا در اتاق نشسته است؛ مدیرعامل کوین‌بیس، برایان آرمسترانگ.

اروسو در حالی که دلایلش را مطرح می‌کند، آرمسترانگ بدون اینکه کوچک‌ترین تغییری در چهره‌اش دیده شود، گوش می‌دهد. اروسو در حال قدم زدن در اتاق، مرتب مشت خود را به کف دست دیگرش می‌کوبد.

اروسو: اتریوم در خط مقدم فناوری قرار دارد. ما باید اتر را به صرافی‌مان اضافه کنیم.

آرمسترانگ: بیت‌کوین امتحانش را پس داده. اتریوم هنوز نه.

اروسو: ارزش کل اتر در عرض نه ماه از صفر به یک میلیارد دلار رسیده. همین خودش مدرک نیست؟

آرمسترانگ: نه. این لزوماً به این معنی نیست که این هیجان ادامه پیدا می‌کند.

اروسو: خب، آن را به صرافی اضافه کنیم. اگر شکست خورد و رونقش از بین رفت، حذفش می‌کنیم.

آرمسترانگ: امنیتش چی؟ ممکن است اتریوم هنوز آسیب‌پذیری‌های امنیتی ناشناخته‌ای داشته باشد.

اروسو از قدم زدن می‌ایستد و به آرمسترانگ خیره می‌شود.

اروسو: می‌دانی الان شبیه چه کسی حرف می‌زنی؟

آرمسترانگ: کی؟

اروسو: مایکروسافت.

استیو بالمر هم آیفون را دست‌کم گرفته بود.

اروسو: ما همین حالا هم از بقیه عقب افتاده‌ایم. تقریباً تمام صرافی‌های رمزارز دیگر، اتر را فهرست کرده‌اند؛ از جمله جمینای.

اگر ما اتر را عرضه نکنیم، مشتری‌هایمان خیلی راحت می‌روند و آن را از جای دیگری می‌خرند.

همه به آرمسترانگ نگاه می‌کنند. آنها این را می‌خواهند، اما تصمیم نهایی با اوست.

بارها و بارها آرمسترانگ هر پیشنهادی برای اینکه کوین‌بیس چیزی غیر از بیت‌کوین معامله کند را رد کرده است. اما خودش هم می‌داند که اتر با بقیه فرق دارد. اتر فقط یک پول دیجیتال نیست؛ سوخت شبکه اتریوم هم هست. از طرف دیگر، دیگر نمی‌تواند رقابت را نادیده بگیرد.

آرمسترانگ: خب، اتر را اضافه کنیم.

اروسو: آره!

اعضای تیم دست می‌زنند و هورا می‌کشند.

اروسو: می‌دانستم بالاخره قبول می‌کنی!

یکی از اعضای تیم: قراره انجامش بدیم. قراره با قدرت از این دیوار آجری رد بشیم!

ژوئیه ۲۰۱۶، کوین‌بیس

کوین‌بیس اتر را به صرافی خود اضافه می‌کند.

تا ماه اکتبر، بیش از یک میلیون کاربر جدید برای خریدوفروش رمزارز در کوین‌بیس ثبت‌نام کرده‌اند و تعداد کل کاربران به ۴٫۷ میلیون نفر رسیده است.

این اتفاق یک جهش بزرگ برای کوین‌بیس است.

اما جمینایِ دوقلوهای وینکلووس (Winklevoss) همچنان دارد فاصله‌اش را با کوین‌بیس کم می‌کند.

آرمسترانگ که نگران شده، به تیمش دستور می‌دهد برای شکست دادن جمینای تمام توانشان را به کار بگیرند.

اما در حالی که آرمسترانگ تمرکزش را روی رقیب نیویورکی‌اش گذاشته، تهدید تازه‌ای از آن سوی اقیانوس آرام در حال ظهور است.

بهار ۲۰۱۷، چنگدو (Chengdu)، چین

در رستورانی بزرگ، ۵۰۰ کارآفرین حوزه رمزارز مشغول خوردن یک شام مفصل  هستند. آنها به دعوت چندلر گوئو (Chandler Guo)، مدیر یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های استخراج بیت‌کوین در جهان، دور هم جمع شده‌اند.

گوئو در حالی که از میان جمعیت به سمت پیشخوان سس‌ها می‌رود، به مهمان‌ها خوشامد می‌گوید.

آنجا چهره‌ای آشنا می‌بیند که مشغول ریختن سس سویا در ظرفش است: چَنگ‌پِنگ ژائو Changpeng Zhao (CZ).

گوئو: خوشحالم که آمدی. این روزها مشغول چه کاری هستی؟

ژائو: دارم صرافی رمزارز خودم را راه می‌اندازم. اسمش بایننس است.

گوئو بیشتر کنجکاو می‌شود. ژائو فقط یک استخراج‌کننده نیست؛ یک سرمایه‌گذار هم هست.

گوئو: واقعاً؟!

ژائو: بله. قرار است یک صرافی کاملاً رمزارزی باشد. نه معامله با یوان، نه دلار؛ فقط رمزارز در برابر رمزارز.

گوئو: هوم، جالب است. یعنی برای راه‌اندازی چنین کسب‌وکاری حتی به حساب بانکی هم نیاز نداری.

ژائو: دقیقاً. در این صورت، امور مالی کاملاً خارج از نظام مالی سنتی انجام می‌شود.

گوئو دستش را به سمت روغن کنجد می‌برد.

گوئو: پس سرمایه اولیه‌اش را چطور تأمین می‌کنی؟

ژائو: احتمالاً از سرمایه‌گذاران خطرپذیر کمک می‌گیرم. یا شاید یک ICO  (عرضه اولیه) برگزار کنم.

ICO، یا عرضه اولیه کوین (Initial Coin Offering)، جدیدترین تب دنیای رمزارزهاست.

این روش از فروش جمعی ۱۸ میلیون دلاری اتریوم الهام گرفته شده است.

حالا استارتاپ‌های حوزه رمزارز با فروش توکن‌های دیجیتال خود به افرادی که می‌خواهند از همان ابتدای کار وارد پروژه شوند، سرمایه جذب می‌کنند؛ خریدارها هم امیدوارند قیمت این توکن‌ها در آینده به‌شدت افزایش پیدا کند و سود بزرگی نصیبشان شود.

ژائو مردد به نظر می‌رسد.

ژائو: هوم… مطمئن نیستم.

گوئو به او نزدیک‌تر می‌شود.

گوئو: نه. اگر ICO برگزار کنی، می‌توانی بدون اینکه برای جذب سرمایه دست به دامان سرمایه‌گذارها شوی، میلیون‌ها دلار جمع کنی. ICO برگزار کن.

ژائو هم همین کار را می‌کند.

او یک رمزارز به نام بایننس کوین (Binance Coin) ایجاد می‌کند و آن را از طریق یک ICO عرضه می‌کند؛ روشی که در نهایت ۱۵ میلیون دلار سرمایه برایش جمع‌آوری می‌کند.

اما بایننس کوین فقط ابزاری برای جذب سرمایه نیست؛ یک برنامه وفاداری هم هست.

کاربرانی که با بایننس کوین در صرافی بایننس رمزارز می‌خرند، کارمزدهای معاملاتی بسیار کمتری پرداخت می‌کنند.

این ترفند باعث افزایش تقاضا می‌شود و قیمت بایننس کوین را تنها در عرض شش ماه، از ۱۰ سنت به ۱۰ دلار می‌رساند.

تا پایان همان سال، بایننس به بزرگ‌ترین صرافی رمزارز جهان تبدیل خواهد شد و هر روز حدود ۵۰۰ میلیون دلار معامله را پردازش خواهد کرد.

اما موفقیت بایننس دلیل دیگری هم دارد.

از آنجا که بایننس با ارزهای ملی سروکار ندارد، مستقیماً با نظام مالی سنتی درگیر نمی‌شود.

همین موضوع به آن اجازه می‌دهد در بررسی اینکه چه کسانی از خدماتش استفاده می‌کنند، رویکردی بسیار سهل‌گیرانه‌تر داشته باشد.

بایننس حتی دفتر فیزیکی هم ندارد.

درست مثل رمزارزهایی که در آن معامله می‌شوند، بایننس فقط در فضای مجازی وجود دارد.

همه‌چیز توسط نیروی کاریِ دورکار اداره می‌شود و بخش زیادی از دستمزد کارکنان هم با بایننس کوین پرداخت می‌شود.

صرافی‌ای که فقط رمزارز را به رمزارز تبدیل می‌کند، دقیقاً در زمان مناسبی ظهور کرده است.

تا پاییز ۲۰۱۷، تقریباً هر روز شاهد عرضه یک رمزارز جدید از طریق یک ICO  هستیم و مردم هم برای خرید آنها هجوم می‌آورند.

این ICOها میلیون‌ها، ده‌ها میلیون و حتی صدها میلیون دلار سرمایه جمع می‌کنند.

برای همه‌چیز رمزارز ساخته شده؛ از دندان‌پزشک‌هایی که می‌خواهند اطلاعات بیمارانشان را مبادله کنند گرفته تا افرادی که می‌خواهند حق استخراج در سیارک‌ها را بخرند!

و قیمت بسیاری از این رمزارزها هم سر به فلک می‌کشد.

دنیا به‌شدت گرفتار تب رمزارز شده و کمدین‌هایی مثل جان اولیور و رونی چینگ در The Daily Show  حسابی از این وضعیت سوژه پیدا کرده‌اند.

حالا بیش از ۱۵۰۰ رمزارز برای خریدوفروش وجود دارد؛ با نام‌هایی مثل: « Titcoin، Trumpcoin، Jesus Coin، Insane Coin، Electroneum، DeepOnion، Snow، Pluto، NewBits  و Clams.

فهرستی آن‌قدر عجیب که دیگر نمی‌توانی بفهمی کدام‌یک واقعی‌اند و کدام‌یک را من از خودم ساخته‌ام.

چون همه‌شان واقعی‌اند.

من حتی یکی‌شان را هم از خودم درنیاوردم.»

«هیچ راهی وجود ندارد که همه این آدم‌هایی که دارند رمزارز می‌خرند، واقعاً بدانند چه کوفتی دارند روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند.

و ماجرا فقط به بیت‌کوین محدود نمی‌شود. اتریوم، دومین رمزارز بزرگ بازار، از ابتدای امسال ۵۰۰۰ درصد رشد کرده است.

طرف مقابل: چرا؟

کمدین: خب، تصمیم گرفتم خودم یک رمزارز بسازم. ولی حتماً باید کار فوق‌العاده پیچیده‌ای باشد، نه؟

طرف مقابل: نه، آن‌قدرها هم سخت نیست.

کمدین: جدی؟

طرف مقابل: بله. فهمیدم! واقعاً می‌توانی در عرض ۱۰ دقیقه وارد یک وب‌سایت شوی و رمزارز خودت را بسازی.

خب، وقتش رسیده پول پارو کنیم، انقلاب مالی را به راه بیندازیم!

کمدین: شما Chanco Chen  را قبول دارید؟ Chanco درست مثل بیت‌کوین است؛ دارد نظام مالی جهانی را متحول می‌کند!

(صدای کمدین رو میکس کن)

اما این شوخی‌ها هم جلوی کسی را نمی‌گیرد.

هفته پشت هفته، پول همچنان به سمت جدیدترین ICOها سرازیر می‌شود؛ پروژه‌هایی که در ردیت و یوتیوب تبلیغ می‌شوند و با ترکیبی از طمع و ترس از جا ماندن (FOMO)، مردم را به سرمایه‌گذاری وسوسه می‌کنند.

عده‌ای حتی پس‌انداز تمام زندگی‌شان را روی رمزارزهای مختلف می‌گذارند.

یک بلاکچین که بازیگر سابق فیلم Mighty Ducks، براک پیرس، از آن حمایت می‌کند، ۴٫۲ میلیارد دلار سرمایه جذب می‌کند.

شرکت Long Island Iced Tea  نامش را به Long Blockchain Corporation  تغییر می‌دهد و قیمت سهامش سر به فلک می‌کشد.

دوقلوهای وینکلووس (Winklevoss) هم شاهدند که ارزش بیت‌کوین‌هایشان از مرز یک میلیارد دلار عبور می‌کند.

صنعت رمزارز دارد مثل یک دستگاه اسلات لاس‌وگاسی که دیوانه شده، پشت سر هم رمزارزهای جدید بیرون می‌دهد.

و با انفجاری شدن تقاضا برای رمزارزها، کوین‌بیس به زحمت تلاش می‌کند خودش را سرپا نگه دارد تا بتواند از این موج عظیم سود ببرد.

از اینجا بشنوید

دسامبر ۲۰۱۷، دفتر مرکزی کوین‌بیس، سان‌فرانسیسکو

مدیرعامل، برایان آرمسترانگ، از آسانسور بیرون می‌آید و وارد صحنه‌ای آشفته می‌شود.

آدم‌ها از هر طرف با عجله در رفت‌وآمدند.

بعضی از کارکنان حتی روی زمین نشسته‌اند و با اضطراب مشغول تایپ کردن روی لپ‌تاپ‌هایشان هستند.

نمایشگرهای نصب‌شده روی دیوار، اطلاعات لحظه‌ای مربوط به قیمت رمزارزها، حجم معاملات و داده‌های دیگر را نشان می‌دهند.

آرمسترانگ حتی پلک هم نمی‌زند.

چند هفته است که اوضاع همین‌طور است.

کوین‌بیس سال ۲۰۱۷ را با ۵٫۵ میلیون کاربر آغاز کرده بود.

حالا تعداد کاربران به ۲۰ میلیون نفر رسیده و هر روز ۱۰۰ هزار نفر دیگر ثبت‌نام می‌کنند.

آرمسترانگ به سمت دفترش می‌رود و در راه با یکی از مدیران ارشد شرکت روبه‌رو می‌شود.

مدیر: هی، برایان! حجم معاملات روزانه دوباره رکورد زد؛ ۴ میلیارد دلار!

آرمسترانگ در حالی که از کنار او رد می‌شود، با او های‌فایو می‌کند، اما به مسیرش ادامه می‌دهد.

دستیارش با عجله خودش را به او می‌رساند.

دستیار: چند تا خبر برات دارم…

بیت‌کوین حالا ارزشی معادل یک پوند (454 گرم) طلا دارد.

کارمزدهای پردازش تراکنش‌های بیت‌کوین دوباره بالا رفته و حالا انتقال پول با وسترن یونیون ارزان‌تر تمام می‌شود.

آرمسترانگ متوجه می‌شود مدیر بخش مهندسی و مدیر آموزش شرکت جلوتر ایستاده‌اند و بیرون اتاق کنفرانس با هم بحث می‌کنند.

مدیر مهندسی: ما به این اتاق نیاز داریم.

مدیر آموزش: من ۴۰ نیروی تازه‌وارد اینجا دارم که هنوز وسط دوره آشنایی و آموزششان هستند. باید آماده به کار شوند تا بتوانند از پس حجم شکایت‌های مشتریان بربیایند.

مدیر مهندسی: شکست‌های تیم تو باعث شده بخش آموزش هم دچار مشکل شود. ما به این اتاق نیاز داریم تا بتوانیم یک برنامه عملیاتی برای مقابله با این وضعیت تنظیم کنیم.

مدیر آموزش چشمش به آرمسترانگ می‌افتد.

مدیر آموزش: برایان! من وسط آموزش نیروهای جدیدم و این می‌خواهد من را از اتاق بیرون کند. می‌شود لطفاً بهش بگویی سر جای خودش برگردد؟

آرمسترانگ رو به مدیر مهندسی می‌کند.

آرمسترانگ: چرا به این اتاق نیاز داری؟

مدیر مهندسی: سایت مدام با این موج‌های عظیم ترافیک از کار می‌افتد. ما به یک اتاق نیاز داریم تا تیمم بتواند بنشیند و یک برنامه عملیاتی برای مقابله با این وضعیت طراحی کند.

آرمسترانگ رو به مدیر آموزش می‌کند.

آرمسترانگ: اتاق را به او بده.

مدیر آموزش: اما من کجا نیروهای جدید را آموزش بدهم؟

آرمسترانگ: از اتاق بازی استفاده کن. دیگر کسی وقت بازی کردن ندارد.

آرمسترانگ به راهش ادامه می‌دهد.

در مسیر، مدیر ارشد عملیات جدید شرکت را می‌بیند که به‌تازگی با انتخاب هیئت‌مدیره به شرکت آمده و مستقیم به سمت او می‌رود.

مدیر عملیات: برایان، من داشتم زیر و بم سیستم را بررسی می‌کردم و راستش شوکه شدم. ما داریم از فناوری‌های آماده و عمومی استفاده می‌کنیم که اصلاً برای مدیریت چنین حجم عظیمی از تراکنش طراحی نشده‌اند.

سیستم ما ممکن است هر لحظه از کنترل خارج شود.

مدیر عملیات: این یک بمب ساعتی است. دارم بهت می‌گویم، این مشکل باید همین الان برطرف شود.

آرمسترانگ: شرکت‌ها معمولاً وقتی…

مدیر عملیات: نه! ما الان درست وسط طوفان هستیم. اگر همین حالا شروع کنیم به دستکاری سیستم، ممکن است چیزی را خراب کنیم.

آرمسترانگ: اول باید از این طوفان عبور کنیم.

آرمسترانگ به راهش ادامه می‌دهد.

تقریباً به دفترش رسیده که یکی دیگر از کارکنان با عجله خودش را به او می‌رساند.

کارمند: برایان، فهمیدم چرا کارت‌های اعتباری بانک آمریکا Bank of America  روی سایت کار نمی‌کنند.

آرمسترانگ: بگو ببینم.

«این فقط مشکل ما نیست. بانک‌ها نگران تعداد آدم‌هایی هستند که برای خرید رمزارز، سقف اعتبار کارت‌هایشان را پر می‌کنند. برای همین، جلوی مشتری‌هایشان را گرفته‌اند که با اعتبار بانکی رمزارز بخرند.»

آرمسترانگ اخم می‌کند JPMorgan Chase هم هفته‌ی گذشته همین کار را کرده بود. نشانه‌ی خوبی نیست، اما فعلاً وقت پرداختن به آن را ندارد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که کوین‌بیس بتواند سالم از دل این موج عظیم تبِ رمزارز بیرون بیاید.

کوین‌بیس حالا یک یونیکورن است؛ استارتاپی با ارزشی بیش از یک میلیارد دلار.

تصمیم آرمسترانگ برای معرفی کوین‌بیس به‌عنوان امن‌ترین و قابل‌اعتمادترین مکان برای خرید رمزارز، حالا دارد حسابی نتیجه می‌دهد.

میلیون‌ها آمریکایی برای نخستین بار وارد بازار رمزارز شده‌اند و بیشترشان برای معامله به کوین‌بیس روی آورده‌اند.

آرمسترانگ دیگر نگران دوقلوهای وینکلووس (Winklevoss) و صرافی Gemini  نیست.

چالش اصلی حالا این است که کوین‌بیس بتواند خودش را با تقاضای میلیون‌ها مشتری جدید هماهنگ کند، بدون اینکه زیر فشار این رشد از هم بپاشد.

اما درست در همان زمانی که کوین‌بیس تلاش می‌کند خودش را سرپا نگه دارد، ۳۰ مایل آن‌طرف‌تر، یک یونیکورن تکنولوژی دیگر با حسرت موفقیتش را زیر نظر گرفته است.

از اینجا بشنوید

دسامبر ۲۰۱۷، پالو آلتو، کالیفرنیا

« بایجو بهات (Baiju Bhatt)» در اُپن آفیس شرکت قدم می‌زند و کارکنان را جمع می‌کند.

«هر کاری دارید متوقف کنید. جلسه داریم.»

کارکنان بیش از صد نفره‌ی شرکت وارد اتاق کنفرانس می‌شوند. روی صفحه‌ی نمایش، تصویری از هلیوس، خدای خورشید یونان دیده می‌شود و زیر آن نوشته شده: نخوابید و یک تاریخ: ۳۱ ژانویه.

بهات، یکی از بنیان‌گذاران Robinhood، دستش را میان موهای مشکی و تا روی شانه‌اش می‌کشد.

رابین‌هود همان یونیکورن یک‌میلیارددلاری‌ای است که با معاملات بدون کمیسیون و اپلیکیشنی که خریدوفروش سهام را سرگرم‌کننده کرده، دارد بازار معاملات سهام را زیرورو می‌کند.

بهات شروع به صحبت می‌کند:

«امروز بیت‌کوین، دانه‌ای ۱۷ هزار دلار معامله می‌شود. اول سال قیمتش هزار دلار بود. هفته‌ی گذشته، اپلیکیشن کوین‌بیس برای مدت کوتاهی به رتبه‌ی اول اپ‌استور اپل رسید.»

مکث می‌کند.

«می‌دونید رتبه‌ی اپ ما در همون لحظه چی بود؟» عدد ۱۹۴ روی صفحه ظاهر می‌شود.

بهات شروع می‌کند در اتاق قدم زدن.

«برای خیلی از مردم، رمزارزها اولین تجربه‌شون از سرمایه‌گذاری خواهد بود. ما باید اونجا حضور داشته باشیم.»

مکثی می‌کند.

«من همیشه فکر می‌کردم یه روزی باید امکان معامله‌ی بیت‌کوین رو به رابین‌هود اضافه کنیم.»

نگاهی به تیمش می‌اندازد. « خب، معلوم شد اون روز باید دیروز می‌بود .»

صدای نارضایتی و اضطراب در اتاق می‌پیچد.

«بنابراین قراره بیت‌کوین رو تا ۳۱ ژانویه به رابین‌هود اضافه کنیم.»

چند نفر به هم نگاه می‌کنند.

۳۱ ژانویه فقط هفت هفته دیگر است و تعطیلات هم در راه‌اند.

یکی از کارکنان می‌گوید: هفت هفته؟

بهات جواب می‌دهد: «کار سختی خواهد بود، اما تا وقتی تمام نشده، شعار ما اینه: نخوابید!»

این تهدید جدید، رابین‌هود را وارد رقابت مستقیم با کوین‌بیس می‌کند. تیم رابین‌هود با تمام توان کار می‌کند تا خودش را به جشن رمزارزها برساند.

و در نهایت، ۲۵ ژانویه، یعنی تنها شش روز مانده به ضرب‌الاجل، رابین‌هود امکان معامله‌ی بیت‌کوین و اتر را به پلتفرمش اضافه می‌کند.

در همان هفته‌ی اول، یک میلیون نفر برای معامله‌ی رمزارز در این اپلیکیشن ثبت‌نام می‌کنند.

رابین‌هود حالا تازه‌وارد دنیای بلاکچین است؛ اما خیلی زود خودش را به رقیبی جدی برای کوین‌بیس تبدیل می‌کند.

بااین‌حال، رابین‌هود دیر به مهمانی رسیده است.

چون این مهمانی تقریباً تمام شده.

دوازده ماه است که بازار رمزارز با سرعت سرسام‌آوری در حال صعود است؛ اما حالا قرار است با یک سقوط دردناک روبه‌رو شود.

در قسمت بعد: حباب رمزارز می‌ترکد، فیس‌بوک وارد میدان ارز دیجیتال می‌شود

با دو میم همراه باشید

از اینجا بشنوید

اگر قصه های دو میم رو دوست دارین، اونو به دوستانتون هم معرفی کنین

پادکست دو میم و همه قصه‌هایی که تا الان برایتان تعریف کردم از هرکجا که پادکست گوش میدین، در دسترس‌ه

فقط فراموش نکنید که وقت سرچ، بین کلمه دو و میم یک فاصله بزنین

کامنت در کست باکس و شبکه های اجتماعی بادتون نره

 تا قسمت بعدی خیلی مراقب خودتون باشید

1 دیدگاه روشن اپیزود 95- جویندگان طلا-قسمت پنجم- بچه‌ها در رقابت بلاک چین

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت