۲۶ فوریۀ ۱۹۵۱، روز گرم و نامتعارفی در شهر نیویورک بود، اما دیوید گرینگلاس آن را نمیدید او داخل ساختمان دادگاه ایالات متحده بود. برای مأموران افبیآی که روبهرویش نشسته بودند، دیوید فروتن و درمانده بهنظر میرسید. او لباس زندان به تن داشت، شلوار آبی روشن و پیراهن سفید و به نظر میرسید که انگار چند روزی است اصلاح نکرده است. مأموران میخواستند درباره خواهرش اِتِل روزنبرگ بدانند. دوباره از دیوید پرسیدند که آیا مطمئن است که او به شوهرش، …
دسته: جنگ سرد
شهر نیویورک بهندرت آرام است. با این حال، عصر نوزدهم ژوئن ۱۹۵۳ بهطرز عجیبی ساکت بود. شلوغی و جنبوجوش معمول ساعت ۸ شب متوقف شده بود پلیس مضطرب بود و هر لحظه انتظار شورش داشت؛ چون فقط در آنسوی شهر نبود که مردم مشتاقانه کنار رادیوهایشان نشسته بودند و نفسهایشان را در سینه حبس کرده بودند و منتظر خبر بودند. در سراسر جهان این آشوب برپا بود. در زندان سینگسینگ، درست در شمال شهر، اوضاع به همان اندازه متشنج بود. …
۲۷ اکتبر ۱۹۶۲ است یک ملوان جوان روس، بعد از یک شیفت طاقتفرسای ۱۲ساعته، لباس یونیفرمش را از تن درمیآورد و روی تختش میخزد. عرق روی پوستش برق میزند. این زیردریایی B-59 برای گشتزنی در اعماق دریا طراحی شده، اما اینجا، در عمق آبهای دریای سارگاسو و در نزدیکی کوبا، بیشتر شبیه یک فرِ ۹۰متری است. ملوان تلاش میکند جای راحتی برای خودش پیدا کند، درحالیکه صدای ناله و ساییدهشدن بدنه زیردریایی از هر طرف به گوش میرسد. یک ماه …
