من فراموش کردم که به تو بگویم…

من فراموش کردم که به تو بگویم
دو یا  سه امر بدیهی را
اینجا چیزهای کوچکیست که برای من بسیار است
کلماتی که به دوردست رفتند
هنگاهی که از من گذشتی

من فراموش کردم که به تو بگویم
یا بهتر است بگویم که آنقدر شجاع نبودم
اغلب، زیبایی تو کار را سخت می کرد
کلمات خجالت زده ی فراموش شده
هنگاهی که در کنارم آرمیده بودی

من به انتهای راه اندیشیدم
اندیشیدم اما تو را بوسیدم
من به پرواز اندیشیدم
حتی زمانی که فکر نمی کردم، باز هم اندیشه ام همین بود

من فراموش کردم که به تو بگویم
دو یا سه امر عادی را
ایجا هوایی است که دلتنگ روز است
کلماتی سفید از زمستان ها
و رد پای ما

من به انتهای راه اندیشیدم
اندیشیدم اما تو را بوسیدم
من به پرواز اندیشیدم
حتی زمانی که فکر نمی کردم، باز هم اندیشه ام همین بود

من فراموش کردم به تو بگویم
کلمات کوچک هر روز را
عشق من، من فراموش کردم به تو بگویم که دوستت دارم، هنوز، هنوز و باردیگر

 

j’ai oublier de te dire
Deux ou Trois choses annodine
Les petites choses que l’on voit a peine
Les mots qui passaient par la
Quand toi tu passais par moi
J’ai oublié de te dire
ou bien n’ais je pas eu le courrage
Souvent trouble par ta beauté
Des mots timides ébouli
Quand tu dormais pres de moi
J’y ai pensé dans l’escalier
tout en bas
j’y ai pensé mais je t’embrassais
j’y ai pensé dans un avion qui s’envole
j’y ai pensé même quand je n’y pensais pas.
J’ai oublié de te dire
deux ou trois choses ordinaire
voila les jours de manquer d’air
les mots tout blancs des hivers
et la traces de nos pas
J’y ai penser dans l’esclarier tout en bas
j’y ai pensé mais je t’embrassais
j’y ai pensé dans un avion qui s’en va
j’y ai pensé même quand je n’y pensais pas
j’ai oublier de te dire
les petits mots de tout les jours
j’ai oublié mon amour de te dire Je t’aime encore encore une fois

Sang by: Marc Lavoine

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *