اپیزود 96- جویندگان طلا-قسمت ششم – سیلیِ زاکربرگ!

نوامبر ۲۰۱۷، دفتر مرکزی کوین‌بیس، سان‌فرانسیسکو

در یک اتاق جلسه با دیوارهای شیشه‌ای، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل کوین‌بیس، همراه با مدیر ارشد حقوقی شرکت نشسته‌اند و مشغول بررسی خسارت‌های به‌جامانده از رویارویی قضایی شرکت با IRS، سازمان مالیاتی فدرال آمریکا، هستند.

مدیر حقوقی صندلی‌اش را عقب می‌کشد و سرش را بالا می‌آورد: «خب، می‌تونست خیلی بدتر از این باشه. ولی در هر صورت، نتیجه‌ی ایده‌آلی نیست.»

این ماجرا از سال ۲۰۱۶ شروع شده بود؛ زمانی که مأموران مالیاتی فدرال متوجه شدند در سراسر آمریکا فقط ۸۰۰ نفر سود و زیان حاصل از معاملات رمزارزشان را در اظهارنامه‌های مالیاتی گزارش کرده‌اند.

IRS ، معتقد بود هزاران نفر، مالیات بر عایدی سرمایه‌ای را که بابت معاملات رمزارز به آن بدهکار بودند، گزارش نکرده‌اند.

بنابراین از کوین‌بیس خواست اطلاعات مشتریانش را تحویل دهد تا بتواند فراریان مالیاتی را شناسایی کند.

اما کوین‌بیس تصمیم گرفت در برابر این درخواست مقاومت کند.

شرکت معتقد بود باید در دادگاه بجنگد تا به مشتریانش اطمینان بدهد که اطلاعات خصوصی‌شان به‌سادگی در اختیار دولت قرار نخواهد گرفت.

و حالا، صبح امروز، دادگاه رأی خودش را صادر کرده است.

مدیر حقوقی ادامه می‌دهد:

«از اینکه مجبور باشیم اطلاعات نیم میلیون مشتری رو تحویل بدیم، خلاص شدیم. در نهایت فقط باید اطلاعات ۱۳ هزار نفر رو ارائه کنیم.»

«این پیروزی کامل نیست، اما حداقل می‌تونیم بگیم هر کاری از دستمون برمی‌اومد برای محافظت از حریم خصوصی مشتری‌هامون انجام دادیم.»

آرمسترانگ  میگه «هوم… هنوز راضی نیستم، ولی…» و جمله‌اش را نیمه‌کاره رها می‌کند.

آن‌سوی دیوار شیشه‌ای، می‌تواند ببیند که کل دفتر کار ناگهان از حرکت ایستاده است. کارمندها از پشت میزهایشان بلند شده‌اند و دور نمایشگرهای بزرگ نصب‌شده روی دیوار جمع شده‌اند.

یک اتفاقی افتاده.

آرمسترانگ از اتاق جلسه بیرون می‌آید.

حالا دیگر کل دفتر عملاً از کار افتاده است. همه خیره شده‌اند به نمایشگرهایی که قیمت لحظه‌ای بیت‌کوین را نشان می‌دهند.

قیمت دارد بالا می‌رود.

بالاتر و بالاتر…

و حالا به سمت یک رکورد تاریخی نزدیک می‌شود: ۱۰ هزار دلار.

کارمندها با هیجان به نمودار قیمت نگاه می‌کنند که مدام بالاتر و بالاتر می‌رود. یکی از کارمندها زیر لب با اضطراب تشویقش می‌کند:

«بیا… بیا…»

قیمت سرانجام از مرز ۱۰ هزار دلار عبور می‌کند و دفتر منفجر از شادی می‌شود؛ آدم‌ها همدیگر را بغل می‌کنند، بالا و پایین می‌پرند، لبخند می‌زنند و فریاد شادی سر می‌دهند.

عبور بیت‌کوین از مرز روانی پنج‌رقمی شدن قیمت، نقطه‌ی عطف مهمی است که سالی فوق‌العاده را برای دنیای رمزارز به پایان می‌رساند.

از ابتدای سال ۲۰۱۷، قیمت بیت‌کوین بیش از ۹۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

ارزش کل بیت‌کوین‌های موجود در جهان حالا از ۱۶۰ میلیارد دلار بیشتر شده است.

دوران رونق رمزارزهاست و ده‌ها میلیون نفر دارند وارد این بازار می‌شوند.

اما این هجوم طلای دیجیتال فقط سرمایه‌گذارانی را که به دنبال سودهای نجومی هستند جذب نکرده است.

لشکری از کلاهبرداران هم وارد میدان شده‌اند؛ کلاهبردارانی که به‌زودی قرار است میلیاردها دلار از مردم اخاذی کنند.

از اینجا بشنوید

سلام

من مهسا محق هستم و این اپیزود نود و ششم از پادکست دومیم‌ه که در شهریور ماه سال 1405 خورشیدی منتشر میشه

این اپیزود، ششمین و آخرین قسمت از مجموعه 6 قسمتی‌ جویندگان طلاست که به تاریخچه بیت‌کوین و صرافی‌هاش اختصاص داره

در قسمت قبل، اتریوم جرقه‌ی یک تبِ طلای دیجیتال را زد؛ تبی که قیمت رمزارزها را به‌شدت بالا برد. سیستم‌های معاملاتی کوین‌بیس پس از ثبت‌نام میلیون‌ها مشتری جدید، تقریباً از کار افتادند و اپلیکیشن معاملات سهام Robinhood  هم سوار قطار رمزارزها شد.

اما حالا این شور و هیجان رمزارزی دارد سوختش را از دست می‌دهد.

این اپیزود عینا از پادکست انگلیسی زبان Business Wars یا جنگ‎های تجاری از مجموعه پادکست‌های کمپانی Wondery نقل می‌شود. اگر احیانا جایی بخوام به روایت چیزی اضافه کنم، حتما قبلش اعلام می‌کنم.

من کارشناس تربیت کودک نیستم، بچه هم ندارم ولی نظرم اینه که این قصه، موردی نداره که بچه‌ها گوش بدن، البته که جذابیتی هم براشون نداره!

این شما و این قسمت آخر پرونده جویندگان طلا: «سیلیِ زاکربرگ»

از اینجا بشنوید

اکتبر ۲۰۱۷، تایلند

نخستین کنفرانس BitConnect  در حال برگزاری است؛ جشنی که به‌صورت زنده پخش می‌شود و پر از نمایش‌های آکروباتیک، مراسم اهدای جوایز و حتی شمشیربازی‌های نمایشی است.

دلایل زیادی برای جشن گرفتن وجود دارد.

در ابتدای سال ۲۰۱۷، هر واحد BitConnect Coin  فقط ۱۷ سنت قیمت داشت.

حالا قیمت آن به ۲۲۰ دلار رسیده است.

روی صحنه، بعضی از کسانی که از این طلای دیجیتال ثروتمند شده‌اند، داستان موفقیتشان را برای جمعیت تعریف می‌کنند.

مردی عضلانی و کچل میکروفن را به دست می‌گیرد.

«هی، هی، هی، سلام به همه! من کارلوس ماتوس هستم، از نیویورک سیتی، نیویورک.

و بذارید بهتون بگم که ما واقعاً داریم دنیا رو، اون‌طور که می‌شناسیم، تغییر می‌دیم.

دنیا دیگه مثل گذشته نیست. نه، نه، نه!

بذارید براتون بگم؛ من ۱۳۷ روز پیش فقط با ۲۵ هزار و ۶۱۰ دلار شروع کردم و الان سرمایه‌ام به ۱۴۰ هزار دلار رسیده!

دارم اینو به خیلی از آدم‌هایی می‌گم که می‌گفتن این فقط یه بازی کلاهبردارهاست، یه پروژه برای شیادهاست.

می‌گفتن: « هی! همه پولت رو از دست می‌دی »

حتی همسر خودم هنوز حرفم رو باور نمی‌کنه. بهش می‌گم: «عزیزم، گوش کن، این واقعیه. »

ولی اون می‌گه: « نه، نه، نه، نه! این یه کلاهبرداریه »

اما همسر کارلوس حق داشت.

BitConnect یک کلاهبرداری است؛ و چه کلاهبرداری موفقی هم هست.

بیت‌کانکت به کسانی که سکه‌هایش را می‌خرند وعده می‌دهد که سرمایه‌شان می‌تواند ماهانه ۴۸ درصد رشد کند.

با چنین نرخی، ۱۰ هزار دلار در عرض پنج سال به ۹۰ تریلیون دلار تبدیل می‌شد!

در اوج تب رمزارزها، وعده‌های بزرگ بیت‌کانکت و ادعاهای مبهمش درباره‌ی فناوری‌های پیشرفته‌ی بلاکچین کافی بود تا مردم را متقاعد کند حدود ۲ میلیارد دلار پول وارد این پروژه کنند.

اما بیت‌کانکت فقط نوک کوه یخ است.

صدها کلاهبردار دیگر هم در آن بیرون هستند که از اشتیاق و عطش مردم برای رمزارزها سوءاستفاده می‌کنند.

بعضی از این کلاهبرداران، عرضه اولیه‌ی سکه (ICO) راه می‌اندازند و بعد از جمع‌کردن پول، ناپدید می‌شوند.

بعضی دیگر رمزارزهای کم‌ارزش را با قیمت پایین می‌خرند و بعد بی‌وقفه برایشان تبلیغ و هیاهو به راه می‌اندازند تا دیگران هم برای خرید هجوم بیاورند.

وقتی قیمت بالا می‌رود، خودِ کلاهبرداران و همدستانشان شروع به فروش می‌کنند و در نهایت قربانیان می‌مانند و توکن‌هایی بی‌ارزش.

هشدارهای نهادهای نظارتی درباره‌ی این کلاهبرداری‌ها هم نادیده گرفته می‌شود.

کسانی هم که درباره‌ی این هیاهو و تبلیغات سؤال یا تردید دارند، در شبکه‌های اجتماعی با حمله و اعتراض طرفداران رمزارزها روبه‌رو می‌شوند.

رمزارزها حالا به یکی از بزرگ‌ترین حباب‌های تاریخ بازارهای مالی تبدیل شده‌اند؛ حبابی که آماده‌ی ترکیدن است.

ژانویه ۲۰۱۸، سیدنی، استرالیا

در خانه‌ای در یکی از محله‌های حومه‌ی شهر، پدری جوان کامپیوتر شخصی‌اش را در اتاق نشیمن روشن می‌کند.

سر زدن به وضعیت رمزارزهایش، بخشی از روتین هر صبح اوست.

او بعد از اینکه در یوتیوب ویدئوهایی از افرادی دید که با بیت‌کانکت پول‌های هنگفتی به دست آورده‌اند، وارد این پروژه شد.

اول مقدار کمی خرید، بعد آن را فروخت و پولش را پس گرفت؛ همین باعث شد مطمئن شود که بیت‌کانکت واقعی و معتبر است.

حساب‌وکتاب کرد و به این نتیجه رسید که اگر تمام سرمایه‌اش را وارد کند، می‌تواند ظرف شش ماه وام مسکن خانواده را تسویه کند.

پس اول حقوق ماهانه‌اش را وارد کرد، بعد هم پس‌انداز خانواده را.

حالا هر صبح، قبل از اینکه راهی محل کار شود، با لبخند ارزش سرمایه‌ای را که مدام در حال افزایش است بررسی می‌کند.

اما امروز صبح خبری از لبخند نیست.

همسرش در حالی که تلاش می‌کند نوزادشان را آرام کند، از کنارش رد می‌شود.

«الان چقدر پول داری؟»

«اونجا نیست.»

«چی نیست؟»

وب‌سایت بیت‌کانکت.

«همه‌چی… همه‌چی رفته.»

مرد سریع عبارت BitConnect را در گوگل جست‌وجو می‌کند.

صفحه‌ی نمایش پر می‌شود از خبرهایی درباره‌ی ناپدید شدن ناگهانی بیت‌کانکت.

فقط یک روز قبل، پس از اینکه نهادهای نظارتی دستور توقف فعالیت و خودداری از ادامه‌ی تخلف (cease and desist) صادر کردند، قیمت سکه‌های بیت‌کانکت صدها دلار بود.

حالا ارزششان به چند سنت رسیده است.

مرد با ناباوری زیر لب می‌گوید: «آه… من چی کار کردم؟ چی… چی کار کردم؟»

همسرش برمی‌گردد: «چی شده؟»

«همه‌چی از بین رفته. من… من تمام پس‌اندازمون رو اونجا گذاشتم.»

همسرش با شوک: « تو چی کار کردی؟»

در سراسر جهان، هزاران نفر صبح از خواب بیدار می‌شوند و با همین خبر مواجه می‌شوند.

بعضی‌ها نه‌فقط پولشان، بلکه ازدواج، خانه و حتی سلامت روانشان را هم از دست خواهند داد.

اما ظاهراً آدم‌های پشت پرده‌ی بیت‌کانکت هیچ اهمیتی به این خسارت‌ها نمی‌دهند. آن‌ها بیش از یک میلیارد دلار به جیب زده‌اند.

بااین‌حال، سرمایه‌گذاران بیت‌کانکت تنها کسانی نیستند که دارند همه‌چیزشان را از دست می‌دهند.

کل بازار رمزارزها در حال سقوط آزاد است.

کمی پیش از کریسمس، موجی از وحشت بازار رمزارز را فرا می‌گیرد و قیمت بیت‌کوین در عرض فقط ۲۴ ساعت، از ۱۷ هزار دلار به ۱۲ هزار دلار سقوط می‌کند.

بعد هم چین عرضه‌های اولیه‌ی سکه (ICO) و صرافی‌های رمزارزی را ممنوع می‌کند و عملاً بازار رمزارز چین را از بین می‌برد.

بازاری که فقط یک سال پیش، ۹۰ درصد معاملات بیت‌کوین در جهان را به خود اختصاص می‌داد.

سرکوب بازار رمزارزها در چین، قیمت بیت‌کوین را بار دیگر به‌شدت پایین می‌آورد و وقتی بیت‌کوین سقوط می‌کند، دیگر رمزارزها هم پشت سرش به خاک میرن!

 دوران رونق تمام شده و حالا نوبت سقوط است.

و کسانی که به‌موقع از بازار خارج نشده‌اند، چاره‌ای جز این ندارند که روی توکن‌های بی‌ارزش‌شده‌شان بنشینند و دعا کنند روزهای طلایی دوباره برگردند.

بهار ۲۰۱۸، سان‌فرانسیسکو

در اتاق کنفرانس شرکت کوین‌بیس، مدیرعامل، برایان آرمسترانگ، در حال ارائه گزارشی از وضعیت کسب‌وکار به هیئت‌مدیره است.

«پیش‌بینی ما این است که امسال ۵۰۰ میلیون دلار درآمد داشته باشیم.»

یکی از اعضای هیئت‌مدیره نزدیک است آب نارگیلش را تف کند.

«چی؟! پارسال یک میلیارد دلار درآمد داشتید. یعنی می‌گویید درآمد امسال ۵۰ درصد کاهش پیدا می‌کند؟»

«قیمت بیت‌کوین از دسامبر تا حالا ۷۰ درصد سقوط کرده. قیمت بعضی رمزارزهای دیگر حتی بیشتر از این پایین آمده. حجم معاملات هم ۸۰ درصد کاهش پیدا کرده. یعنی درآمدی که از کارمزد معاملات به دست می‌آوریم، به‌شدت افت کرده.»

اعضای هیئت‌مدیره با ناباوری به هم نگاه می‌کنند. سرمایه‌گذاران کوین‌بیس انتظار بازدهی‌های چشمگیر دارند؛ اما حالا شرکت با سرعت در حال کوچک شدن است.

مدیر ارشد عملیاتی، عاصف هرج (Asif Herge)، از جایش بلند می‌شود.

هیئت‌مدیره کوین‌بیس در نوامبر گذشته این مدیر سابق TD Ameritrade را به شرکت آورده بود، به این امید که بتواند به این استارتاپ جوان ساختاری حرفه‌ای‌تر بدهد.

حالا هِرج احساس می‌کند هیئت‌مدیره به کمی صلابت و اعتبار مدیریتیِ سبک وال‌استریتِ شرق آمریکا نیاز دارد.

«در حال حاضر، این رکود خودش یک فرصت است.»

عضو هیئت‌مدیره که آب نارگیل دستش است، اخم می‌کند.

«هوم… افت ۵۰ درصدی درآمد دقیقاً از چه نظر یک فرصته؟»

«کوین‌بیس در ماه دسامبر تقریباً از هم پاشید، چون فناوری و تیم پشتیبانی مشتریانش نتوانستند این حجم از تقاضا را مدیریت کنند. حالا این افت بازار به ما فرصت می‌دهد کمی نفس بکشیم و مطمئن شویم آن مشکلات برطرف شده‌اند.»

آرمسترانگ وارد بحث می‌شود: «ما انتظار این سقوط را داشتیم. برای همین، در دوران رونق یک ذخیره نقدی ایجاد کردیم تا بتوانیم از هر دوره رکودی عبور کنیم. وقتی بازار دوباره رونق بگیرد، ما آماده‌ایم.»

یکی از اعضای هیئت‌مدیره می‌پرسد: «چه چیزی باعث شده این‌قدر مطمئن باشی که اصلاً بازار دوباره بهبود پیدا می‌کند؟»

آرمسترانگ پاسخ می‌دهد: «ببینید، قیمت بیت‌کوین هنوز از قیمتی که قبل از شروع این دوران رونق داشت، بالاتر است.»

«بیت‌کوین هزار دلار قیمت داشت. امروز قیمتش ۸ هزار دلار است. به‌نظر من، به‌جای اینکه روی سقف‌های قیمتی تمرکز کنیم، بهتر است کف قیمت‌ها را بررسی کنیم. در سقف‌ها هیجان و حباب زیادی وجود دارد، اما کف قیمت‌ها دارند به‌تدریج بالاتر می‌روند.»

اعضای هیئت‌مدیره کمی آرام‌تر می‌شوند. هنوز مطمئن نیستند که برنامه آرمسترانگ برای حفظ مسیر فعلی جواب بدهد، اما دست‌کم برنامه‌ای وجود دارد.

کوین‌بیس حالا به مقصد شماره یک سرمایه‌گذاران خرد آمریکایی برای معامله رمزارز تبدیل شده است، اما تهدیدها همچنان پابرجا هستند.

اول، دوقلوهای وینکلووس(Winklevoss)، صرافی جمینای آنها هنوز یکی از رقبای جدی در رقابت برای جلب اعتماد بزرگان دنیای مالی است.

و بعد رابین‌هود؛ اپلیکیشن معاملات سهام که با ارائه معاملات بدون کمیسیون، صنعت کارگزاری را متحول کرده است.

می‌توانست رقیب قدرتمندی باشد، اما آیا واقعاً قرار است در دنیای کریپتو بماند و بلندمدت فعالیت کند؟

از طرف دیگر، بایننس را داریم؛ صرافی رمزارزی که توسط کارآفرین چینی، سی زی (CZ)، تأسیس شده است. بایننس حالا محبوب‌ترین مقصد جهان برای خریدوفروش رمزارزهاست.

حتی سرکوب بازار رمزارزها در چین هم نتوانست جلوی آن را بگیرد.

بایننس نیروی کاریِ غیرمتمرکز و از راه دور داشت و نه دفتر مرکزی مشخصی داشت و نه حساب بانکی.

بنابراین، وقتی چین محدودیت‌ها را اعمال کرد، بایننس توانست با یک کلیک از چین خارج شود.

از اینجا بشنوید

تابستان ۲۰۱۸، دفتر مرکزی کوین‌بیس، سان‌فرانسیسکو

بالاجی سیرنیواسان (Balaji Srinivasan) روی میز اتاق جلسه خم می‌شود و با اخم به هرج خیره می‌شود.

«بی‌خیالِ شیکاگو! ما باید با بایننس رقابت کنیم.»

چشم‌های هرج از تعجب باز می‌شود. بالاجی سیرنیواسان، مدیر ارشد فناوری جدید کوین‌بیس، آدم کم‌حرف و ساده‌ای نیست.

«ما باید رمزارزهای بیشتری را در فهرست معاملاتمان قرار بدهیم. بایننس صدها رمزارز دارد. ما چندتا داریم؟ چهار تا؟ مردم می‌خواهند جدیدترین رمزارزها را بخرند. بایننس این امکان را به آنها می‌دهد، اما ما نمی‌دهیم»

هرج وارد بحث می‌شود: «ما درآمدمان را از دریافت کمیسیون روی هر معامله به دست می‌آوریم. بیشتر رمزارزهایی که تو درباره‌شان حرف می‌زنی، محبوب نیستند و تقریباً هیچ ارزشی ندارند.»

«این رمزارزها آن‌قدر درآمدی برای ما ایجاد نمی‌کنند که هزینه و دردسر اضافه‌کردنشان به پلتفرم را توجیه کند. ما باید روی آوردن صندوق‌های پوشش ریسک به بازار کریپتو تمرکز کنیم.»

بالاجی سیرنیواسان دست‌هایش را در جیب جلوی هودی سفیدش فرو می‌کند و با نگاهی تمسخرآمیز به هیج می‌گوید:

«مشتری‌های ما کت‌وشلواری‌های وال‌استریت نیستند؛ آدم‌های معمولی‌اند. اگر انتخاب‌های بیشتری در اختیارشان بگذاریم، بیشتر معامله می‌کنند و ما هم پول بیشتری درمی‌آوریم. اگر دست روی دست بگذاریم، می‌روند سراغ بایننس. و دقیقاً به همین دلیل است که قرار است رمزارزهای بیشتری را فهرست کنیم.»

هرج رو به مدیرعامل، برایان آرمسترانگ، می‌کند؛ آرمسترانگ تمام این مدت ساکت نشسته و بحث دو مدیرش را تماشا می‌کرد.

«برایان، تو با این کار موافقی؟»

آرمسترانگ نگاهی به دو مدیرش که با هم درگیرند می‌اندازد و بعد جواب می‌دهد: « ما می‌توانیم بیش از یک کار را هم‌زمان انجام بدهیم.»

پس بله، کوین‌بیس فقط قرار نیست رمزارزهای بیشتری را به صرافی‌اش اضافه کند؛ خودش هم وارد کار تولید یک رمزارز می‌شود.

در ماه مه ۲۰۱۸، کوین‌بیس USD Coin   رو خلق می‌کنه.

USD Coin یک کوین با ثبات است؛ نسل جدیدی از رمزارزها که ارزششان به ارزهای ملی وابسته است.

ارزش هر واحد USD Coin معادل یک دلار آمریکا است و قرار است ثبات قیمتی دلار را با جابه‌جایی آسان‌تر و کارمزدهای پایین‌تر رمزارزها ترکیب کند.

دوقلوهای وینکلووس (Winklevoss) هم وارد این رقابت می‌شوند.

در سپتامبر ۲۰۱۸، آنها یک کوین باثبات رقیب به نام  Gemini Dollar راه‌اندازی می‌کنند.

اما درست در همان زمانی که دوقلوها پول دیجیتال تازه‌ساخته‌شده‌شان را به رخ می‌کشند، یک دشمنی قدیمی در کمین فرصتی برای تصاحب سهم آن‌ها از بازار است.

ژانویه ۲۰۱۹، منلو (Menlo) پارک، کالیفرنیا

در یکی از ساختمان‌های فوق‌امنیتی محوطه فیسبوک، دیوید مارکوس با اضطراب منتظر ایستاده است.

این مدیر اجرایی مو‌خاکستری و تیمش نزدیک به یک سال است که روی پروژه‌ای کاملاً محرمانه کار می‌کنند.

حالا سرنوشت آن پروژه به تصمیمی که قرار است امروز گرفته شود، بستگی دارد.

یکی از اعضای تیم با عجله به سمت او می‌آید.

«داره میاد.»

مارکوس سرش را بلند می‌کند و می‌بیند مارک زاکربرگ، مدیرعامل فیسبوک، به همراه چند نفر از مشاورانش وارد اتاق می‌شود.

وقت ارائه فرا رسیده است.

مارکوس، زاکربرگ را به داخل اتاق جلسه هدایت می‌کند. روی صفحه، ارائه آماده است.

اسلاید اول نوشته: « معرفی لیبرا؛ یک ارز دیجیتال جهانی»

زاکربرگ گوش می‌دهد و مارکوس طرح اصلی را توضیح می‌دهد: «ماموریت لیبرا این است که یک سیستم پرداخت جهانی ایجاد کند و به میلیاردها نفر قدرت بیشتری برای دسترسی به خدمات مالی بدهد. یک میلیارد نفر در جهان تلفن همراه دارند، اما حساب بانکی ندارند. لیبرا می‌تواند آنها را به سیستم مالی متصل کند.

لیبرا پرداخت‌ها را سریع‌تر از بیت‌کوین پردازش خواهد کرد. ثبات بیشتری هم خواهد داشت، چون پشتوانه هر واحد لیبرا، ارزهای ملی خواهد بود»

زاکربرگ وسط حرفش می‌پرد: « این چه منفعتی برای فیسبوک دارد؟»

«لیبرا سیستم‌های پرداخت Facebook Messenger، WhatsApp و Instagram را با هم یکپارچه خواهد کرد.»

زاکربرگ تحت تأثیر قرار گرفته، اما مارکوس ناگهان نکته‌ای را مطرح می‌کند که انتظارش را ندارد: «لیبرا تحت مالکیت و کنترل انجمن لیبرا (Libra Association) خواهد بود.»

زاکربرگ پلک می‌زند.

«انجمن لیبرا قرار است متشکل از ۱۰۰ شریک هم‌سطح باشد که بلاک‌چین لیبرا را اداره می‌کنند. فیسبوک هم یکی از این شرکا خواهد بود.»

زاکربرگ می‌پرسد: «چرا باید کنترل این ارز دیجیتال را واگذار کنیم؟ ما یک میلیارد دلار برای ساختنش هزینه کرده‌ایم»

مارکوس پاسخ می‌دهد: «اگر لیبرا به‌عنوان ارز فیسبوک شناخته شود، از همان ابتدا محکوم به شکست است. اگر کنترلش را میان شرکای مختلف تقسیم کنیم، مردم بیشتر به لیبرا اعتماد می‌کنند و احتمال اینکه در سراسر جهان آن را بپذیرند و استفاده کنند، بیشتر می‌شود»

زاکربرگ لبخند می‌زند.

ساختن یک ارز جهانی طرحی جسورانه است، اما فیسبوک، به‌عنوان بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان، جایگاه بسیار مناسبی دارد تا صدها میلیون نفر را به استفاده از لیبرا ترغیب کند.

یکی از مشاوران در گوش زاکربرگ آرام می‌گوید: «این کار ممکن است واکنش‌های منفی زیادی به دنبال داشته باشد. می‌توانیم این بخش را طوری بنویسیم که مسئولیتش متوجه ما نباشد. ضمن اینکه این ارز انجمن لیبرا است، نه ارز ما. »

در ژوئن ۲۰۱۹، فیسبوک از لیبرا رونمایی می‌کند و فهرستی از حدود دو دوجین شریک بالقوه را اعلام می‌کند؛ از جمله Visa، MasterCard، PayPal، eBay  و Coinbase

این خبر با سیلی از اعتراض‌ها روبه‌رو می‌شود.

دولت‌ها، فعالان حوزه حریم خصوصی، بانک‌های مرکزی، سیاستمداران از هر جناح و حتی طرفداران کریپتو، همگی در مخالفت با تلاش فیسبوک برای گسترش سریع نفوذش در نظام مالی جهان، در یک جبهه قرار می‌گیرند.

چند روز بیشتر نمی‌گذرد که مارکوس برای پاسخ‌گویی در برابر سناتورها در واشنگتن احضار می‌شود.

یکی از سناتورها یک اسکناس ۲۰ دلاری بالا می‌گیرد و می‌پرسد: « می‌دانید این یک اسکناس ۲۰ دلاری است؟ می‌دانید چه کسی می‌تواند از یک اسکناس ۲۰ دلاری استفاده کند؟ یا شاید سؤال بهتر این باشد که چه کسی نمی‌تواند از یک اسکناس ۲۰ دلاری استفاده کند؟»

مارکوس پاسخ می‌دهد: « فکر می‌کنم پاسخ سؤال شما این است که همه می‌توانند.»

«همه می‌توانند از یک اسکناس ۲۰ دلاری استفاده کنند. این اسکناس ۲۰ دلاری در مورد هیچ‌چیز تبعیض قائل نمی‌شود. ممکن است شما قاتل باشید، حرف‌های وحشتناکی بزنید یا حرف‌های فوق‌العاده‌ای بزنید؛ این اسکناس می‌تواند توسط هر کسی که آن را در اختیار دارد، استفاده شود.

اما درباره شبکه شما چه؟ در فیسبوک اجازه فروش اسلحه را نمی‌دهید. پس آیا یک فروشنده اسلحه که مطابق قوانین آمریکا فعالیت می‌کند، می‌تواند از سیستم شما استفاده کند؟»

مارکوس پاسخ می‌دهد:

«این واقعاً مسئله‌ای است که باید درست درباره‌اش تصمیم بگیریم، نماینده محترم. ما هنوز سیاست مشخصی در این زمینه تدوین نکرده‌ایم.»

نماینده می‌گوید:

«دقیقاً همین موضوع است که من را نگران می‌کند. من از کاری که دارید انجام می‌دهید خوشم می‌آید، اما وقتی می‌گوییم «ما در فیسبوک قرار است تعیین کنیم چه کسانی می‌توانند از این رمزارز استفاده کنند»، در واقع داریم تصمیم می‌گیریم که چه کسانی وارد این سیستم باشند و چه کسانی بیرون بمانند؛ یعنی داریم برای جامعه، یک سیاست تعیین می‌کنیم.»

فیس‌بوک فکر می‌کند این هیاهو به‌زودی فروکش می‌کند، اما فشارها لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شود.

بانک مرکزی چین، لیبرا را یک تهدید می‌داند و برنامه‌اش برای راه‌اندازی یک ارز دیجیتال را با سرعت بیشتری پیش می‌برد؛ ارزی که می‌تواند مبنایی برای شکل‌گیری یک نظام مالی جایگزین در برابر نظام مالی تحت کنترل غرب باشد.

در آمریکا و اروپا، سیاستمداران و نهادهای ناظر که نگران شده‌اند، پیشنهاد وضع قوانین جدیدی را مطرح می‌کنند تا لیبرا را از نفس بیندازند.

تا ماه اکتبر، شرکای لیبرا یکی‌یکی در حال کنار کشیدن هستند. پی‌پال اولین شرکتی است که می‌رود و بعد از آن مسترکارت، ویزا و ای‌بی هم از پروژه خارج می‌شوند.

در مواجهه با این موج سنگین مخالفت، انجمن لیبرا از بلندپروازی‌های اولیه‌اش عقب‌نشینی می‌کند، نام پروژه را به Diemدیم، تغییر می‌دهد و راه‌اندازی آن را بارها و بارها به تعویق می‌اندازد.

سال ۲۰۱۹ با عقب‌نشینی فیس‌بوک و سقوط قیمت بیت‌کوین به پایان می‌رسد.

دو سال از ترکیدن حباب رمزارزها گذشته و روزهایی که مردم حاضر بودند خانه و زندگی‌شان را روی پول دیجیتال قمار کنند، حالا خیلی دور به نظر می‌رسد.

اما بعد، کووید-۱۹ اقتصاد جهانی را به زانو درمی‌آورد.

خیلی زود، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان در قرنطینه و خانه‌نشین شده‌اند و عده‌ای از خودشان می‌پرسند با چک‌های کمک مالی دولت که به دستشان رسیده، چه کار کنند.

و بعضی‌هایشان هم احساس می‌کنند بد نیست کمی شانس‌شان را امتحان کنند.

از اینجا بشنوید

ژانویه ۲۰۲۱، شبکه CNBC

مجری شبکه تلاش می‌کند سر از توییت‌های جدید ایلان ماسک، بنیان‌گذار تسلا، دربیاورد.

یک‌شبه، او شروع به توییت‌کردن می‌کند و این توییت‌ها قیمت دوج‌کوین را به شکل قابل‌توجهی بالا می‌برند.

قیمت آن ۷۲ درصد رشد کرده است.

مجری می‌گوید:

«من… راستش اصلاً این ماجرا را دنبال نمی‌کنم و نمی‌دانم چه خبر است. اما اگر توی توییتر نگاه کنید، ایلان گفته:
اول از همه، دوج‌کوین رمزارز مردم است. برای مالک شدنش لازم نیست یه آدم فوق‌العاده خفن و گردن‌کلفت باشی..»

او توییت‌های دیگری هم منتشر کرده؛ مثلاً: « نه سقفی، نه کفی؛ فقط دوج»

تا پیش از رسیدن این توییت‌های مرموز بنیان‌گذار تسلا، افراد کمی حتی اسم دوج‌کوین را شنیده بودند و افراد کمتری به آن اهمیت می‌دادند.

دوج‌کوین، بالاخره، یک شوخی هفت‌ساله بود؛ رمزارزی که از یک موج اینترنتی الهام گرفته بود: انتشار عکس‌های سگ‌های شیبا اینو در کنار جمله‌هایی با انگلیسیِ عمداً شکسته و بامزه. دوج‌کوین اساساً برای مسخره‌کردن بیت‌کوین و کل فرهنگ سفته‌بازی در دنیای رمزارزها ساخته شده بود.

اما حمایت ماسک باعث می‌شود هزاران نفر از طرفدارانش سراغ دوج‌کوین بروند.

قیمت دوج‌کوین از کمتر از یک سنت به ۸ سنت جهش می‌کند.

با بالا رفتن قیمت، مردم به دنبال جایی می‌گردند که بتوانند دوج‌کوین بخرند.

 Coinbase آن را کنار گذاشته بود، اما Robinhood  امکان معامله دوج‌کوین را فراهم می‌کند و فقط در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۱، از معاملات دوج‌کوین ۳۰ میلیون دلار درآمد به دست می‌آورد.

حالا کوین‌بیس دست‌وپا می‌زند تا نه‌فقط دوج‌کوین، بلکه هر رمزارزی را که از نظر قانونی امکان عرضه‌اش وجود دارد، به پلتفرمش اضافه کند.

اما ایلان ماسک هنوز کارش با بالا و پایین کردن بازار رمزارزها مثل یک یویو تمام نشده است.

در فوریه، تسلا اعلام می‌کند که ۱.۵ میلیارد دلار بیت‌کوین خریده و قصد دارد به مشتریانش اجازه دهد خودروهای تسلا را با رمزارز خریداری کنند.

این خبر قیمت بیت‌کوین را ۱۴ درصد بالا می‌برد.

اما بعد، پژوهش‌ها توجه‌ها را به هزینه زیست‌محیطی بیت‌کوین جلب می‌کنند.

در طول یک سال، استخراج بیت‌کوین آن‌قدر برق مصرف می‌کند که میزان مصرف انرژی آن از کل مصرف برق آرژانتین بیشتر است.

و انرژی مصرف‌شده برای انجام هر تراکنش بیت‌کوین تقریباً با میزان برق مصرفی یک خانوار متوسط آمریکایی برابری می‌کند.

اما ۶۲ روز بعد، ماسک واکنش نشان می‌دهد و اعلام می‌کند که تسلا برنامه پذیرش بیت‌کوین را لغو می‌کند؛ خبری که قیمت این رمزارز را ۱۵ درصد پایین می‌کشد.

اما طرفداران رمزارزها کوتاه نمی‌آیند.

یک سال از آغاز همه‌گیری کووید-۱۹ گذشته و بازار رمزارزها همچنان با قدرت پیش می‌رود.

اقتصاد جهانی زیر فشار کووید به‌شدت آسیب دیده، دولت‌ها تریلیون‌ها دلار بسته‌های حمایتی و محرک اقتصادی توزیع کرده‌اند و میلیون‌ها نفر، در شرایطی که بازدهی سرمایه‌گذاری‌های سنتی پایین است، بخشی از این پول را وارد رمزارزها می‌کنند.

حتی بعضی صندوق‌های سرمایه‌گذاری هم در جست‌وجوی هر نوع بازدهی ممکن، وارد بازار رمزارز می‌شوند.

بیت‌کوین سال ۲۰۲۰ را با قیمتی کمی بالاتر از ۷۰۰۰ دلار آغاز کرده بود؛ حالا، یک سال بعد، قیمتش به مرز ۵۰ هزار دلار نزدیک می‌شود.

و حالا که بازار رمزارزها از همیشه بزرگ‌تر شده، کوین‌بیس تصمیم می‌گیرد از این فرصت استفاده کند و سودش را نقد کند.

۱۴ آوریل ۲۰۲۱ است و عرضه سهام کوین‌بیس در بازار بورس به موضوع داغ وال‌استریت تبدیل شده.

شبکه فاکس بیزنس از سرمایه‌گذار خطرپذیر، گِرِگ اسمیت، می‌خواهد توضیح دهد که این همه هیاهو برای چیست.

— می‌خواهم اینجا از دیدگاهت دفاع کنی. تو فکر می‌کنی صرفاً با عمومی شدن سهام این صرافی، کوین‌بیس می‌تواند قیمت و ارزش خودِ رمزارزها را هم بالا ببرد. چرا؟

— ببین، تعجبی ندارد که امروز هم‌زمان با عرضه مستقیم سهام کوین‌بیس، شاهد ثبت رکوردهای جدید برای بیت‌کوین هستیم. به نظرم، قیاس این ماجرا با کاری که Beyond Meat  دو سال پیش با عرضه اولیه سهامش انجام داد، جالب است. Beyond Meat  مفهوم غذای گیاهی را به‌شدت عمومی کرد و باعث شد ایده رژیم‌های مبتنی بر گیاه فراگیر شود. کوین‌بیس هم می‌تواند دقیقاً همین کار را برای بیت‌کوین و سایر رمزارزها انجام دهد.

سهام کوین‌بیس معاملاتش را با قیمت ۳۸۰ دلار آغاز می‌کند، به بالای ۴۰۰ دلار می‌رسد و بعد سقوط می‌کند. در پایان روز، قیمت هر سهم ۵۲ دلار پایین‌تر از قیمت آغازین بسته می‌شود.

یک ترن هوایی واقعی، درست به سبک خود بیت‌کوین.

اما تصویر بزرگ‌تر کاملاً روشن است: کوین‌بیس حالا یک غول شرکتی با ارزش ۸۵ میلیارد دلار است.

مدیرعامل آن، برایان آرمسترانگ، حالا یک میلیاردر چندمیلیارددلاری است.

اما ورود کوین‌بیس به بازار سهام چیزی فراتر از این است که یک شرکت توانسته باشد از فرصت موجود پول دربیاورد.

این اتفاق، در واقع، پایان سفری است که رمزارزها را از حاشیه‌های دنیای مالی به قلب وال‌استریت رسانده است.

گیک‌های بلاک‌چین، رادیکال‌های تندرو و قاچاقچیان مواد مخدر در دارک‌وب دیگر چهره رمزارزها نیستند.

امروز حتی صندوق‌های بازنشستگی هم وارد سرمایه‌گذاری روی بیت‌کوین شده‌اند.

اما اگرچه وسوسه پول‌های هنگفت توانسته نگهبان‌های محتاط و قدیمی دنیای مالی را متقاعد کند که رمزارزها را بپذیرند، تنش میان این صنعت و نهادهای نظارتی مالی جهان همچنان ادامه دارد.

دولت‌ها در حال به‌روزرسانی قوانین مالی خود هستند تا رمزارزها را هم شامل شود.

چین در حال از بین بردن آخرین بقایای صنعت رمزارز خود است؛ صنعتی که زمانی در جهان پیشتاز بود.

و در آمریکا، نهادهای نظارتی فشار بر شرکت‌های رمزارزی را افزایش داده‌اند و در حال تدوین مقرراتی هستند تا این صنعت را در چارچوب نظام مالی رسمی قرار دهند.

روزهایی که رمزارزها وعده یک انقلاب لیبرتارین را می‌دادند؛ انقلابی که قرار بود فدرال رزرو را در هم بشکند، دیگر گذشته است.

امروز، رمزارزها بیش از پیش شبیه ضمیمه‌ای دیگر از همان نظام مالی به نظر می‌رسند؛ همان نظامی که زمانی قرار بود سرنگونش کنند.

رمزارزها در عرض فقط ۱۲ سال، از خرده‌ریزهای دیجیتالیِ بی‌ارزش به صنعتی چندمیلیارددلاری تبدیل شده‌اند؛ صنعتی که میلیون‌ها نفر را به خریدوفروش رمزارز با امید رسیدن به ثروت یک‌شبه معتاد کرده است.

این، دنیای مالی جدیدی است؛ جایی که شورشی‌های رمزارزی با هودی‌هایشان در کنار مدیران و معامله‌گران وال‌استریت با کت‌وشلوارهای اتوکشیده می‌نشینند.

و هیچ‌کدام از این دو طرف کاملاً مطمئن نیستند که در نهایت چه کسی دیگری را به خدمت خود درآورده است.

از اینجا بشنوید

اگر قصه های دو میم رو دوست دارین، اونو به دوستانتون هم معرفی کنین

پادکست دو میم و همه قصه‌هایی که تا الان برایتان تعریف کردم از هرکجا که پادکست گوش میدین، در دسترس‌ه

فقط فراموش نکنید که وقت سرچ، بین کلمه دو و میم یک فاصله بزنین

کامنت در کست باکس و شبکه های اجتماعی بادتون نره

 تا قصه‌ی بعدی خیلی مراقب خودتون باشید

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت