دورکاری

می‌نشینم اینجا
هر روز کنار پنجره
این گوشه از خانه، همیشه روشن است
و گرم
گاهی باران
گاهی صدای پرنده یا کلاغ
این گوشه را دوست دارم
غرق کارم میشوم
گاهی غرق در رویا
به آسمان که خیره میشوم
از همین گوشه
و از پشت طبیعت بی‌جان
در سرم می‌گذرد که
بگذار زندگی خودش اتفاق بیفتد….

0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.