موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

 موزه دی دی آر (DDR: Deutsche Demokratische Republik) مخفف مجمهوری آلمان شرقیست.
در مرکز شهر برلین یک موزه به این نام است. جایی که سابقا آلمان شرقی بوده، روبروی کلیسای جامع برلین در کناره رودخانه Spree
این موزه اینتراکتیو کوچک در جولای سال دو هزار و شش ساخته شده و یازدهمین موزه پر بازدید برلین است.
اینجا سعی شده تا زندگی در آلمان شرقی را برای شما قابل تصور کند.

موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی رانندگی در جاده های آلمان شرقی

ابتدا کمی در جاده های آلمان شرقی با چیزی شبیه ماشینهای آن دوران رانندگی میکنید

موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

قهوه به سبک آلمان شرقی؛ مخلوط با دانه جو و چاودار


دو قفسه پر از محصولاتی که مردم آن زمان از آن استفاده میکردن؛ من برندهارو نمیشناختم ولی قهوه برام خیلی جالب بود. قهوه انقدر گرون شده بوده در آلمان شرقی که کسی نمیتونسته قهوه خالص بخره، چیزی که مردم میخریدن، پنجاه درصد قهوه و بقیه ش جو و چاودار بوده


موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی اداره در آلمان شرقی


یه سالن اداره طور، میتونستین حس کنین که تحت نظرین، گوشی تلفن رو هم که بردارین یه مرد عصبانی چیزایی به آلمانی میگه که حتی یک کلمه هم نفهمیدم، چون آلمانی بلد نیستم


موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی اتاق شنود در آلمان شرقی


اتاق زندگی دیگران است! جایی که با یک هدفون میتوانید صدای زندگی مردم را شنود کنید و ماشین تحریر برای اینکه ثبت کنید


موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبه سازی اتاق نشیمن خانه های آلمان شرقی


اتاق نشیمن، میتوانید کمی تلویزیون آن زمان را تماشا کنید، یا موسیقی آن دوره را گوش دهید یا مثلا دستنوشته هایتان را ماشین کنید


موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

سند حضور مهسا در موزه آلمان شرقی


با ماشین تحریر اتاق نشیمن، بازدیدم را ثبت کردم


موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی اتاق خواب خانه های آلمان شرقی


اتاق خواب بچه ها، لباسهای کمد را میتوانستید با یک آینه جادویی روی سر خودتان مجسم کنید

موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی آشپزخانه خانه های آلمان شرقی


آشپزخانه

موزه DDR (آلمان شرقی) در برلین

شبیه سازی حمام و دستشویی خانه های آلمان شرقی


حمام و دستشویی

روی دیوار اتاق نشیمن، متن جالبی نوشته بود. با وجود اینکه ساده زیستی و دوری از تجملات در همه جامعه ترویج میشد، مردم در خانه هاشان زندگی دیگه ای داشتن و زندگی همه دو نیمه شده بود و مردم دو زیست شده بودند.

پی نوشت ۱: تصویر کاور این پست که در صفحه اصلی وبلاگ میبینید، از من نیست، با گوگل گردن پیدایش کردم
پی نوشت۲: توی این موزه نتونستم با دوربین عکس بگیرم چون نور خوب نبود، دوربین اصلی گوشیم هم نابود بود، تنها عکسهای موجود سلفی هستن بجز عکسهای قهوه و ثبت حضورم در موزه که کیفیت لنز دوربین گوشی در اون کاملا مشهوده.
0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.