سورپرایز پارتی یا چالش سی روز وبلاگ نویسی-روز پنجم

امروز اگر نخوام بگم روز بدی بود، روز سختی بود

قرار بود یه روز شاد باشه که دو ماهه هر روز تو ذهنم مجسم کردم

ولی نشد

سورپرایز کردن این ریسکهارو هم داره

وقتی تو شرایط آتش بس هم به سر ببری که بسیار وضعیت شکننده ای هست دیگه سخت ترش هم میکنه

من که هفته بسیار بدی رو گذرونده بودم و تو این هفته یکی از دوستای دبیرستانیمو از دست داده بودم و نخواسته بودم شادی متولد مذکور رو که خودش پس از طی مشکلاتی تازه از سفر برگشته و شارژ بود، خراب کنم و تنهایی غصه خورده بودم و گریه کرده بودم

قصد داشتم که هفته رو با شیرینی تموم کنم که شرایطی پیش اومده که نمیدونم چی باید فکر کنم

یه اتفاق ساده که نمیدونم یه اتفاق سادس یا از سلسله ماجرایی که به جای خوبی نمیرسه

معلوم میشه

امیدوارم پست فردا در مورد یه روز خوب باشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *