Quelle heure est-il dans ton monde?

image

انتخاب خوبی بود
از همان اول معلوم بود که یک فیلم کشدار کم قصه است
تکه های یک پازل نه چندان پیچیده را قدم به قدم کنار هم میگذاریم
برخلاف انتظارم، قصه انتها هم دارد
یک لبخند شیرین در پس بیست سال خستگی
خستگی که انگار می ارزد…

2 thoughts on “Quelle heure est-il dans ton monde?

  1. مهسا محق ، یادم نمیاد یک ساعت پیش بود یا دو ساعت پیش ، از شدت سردرد از حواب بیدار شدم و یکی دو لیوان آب خوردم و به فرمان شکمم که صدای قار و قورش بلند شده بود رفتم پای بخچال و یه هلو گاز زدم و یه مشت انگو سیاه برداشتم و برگشتم به تختم. با اینکه بشدت خوابم میومد اما طبق عادت گوشی و برداشتم و به بی اهمیت تربن رسیده های ممکن سری زدم. خواستم بخوابم که یادم افتاد باقیه کتابمو بخونم.
    خاطرات یک گیشا رو شروع کروم. البته رمان صوتیشو. و تا الان که وسطای داستانم درست متوجه نشدم گیشا چیه ، این بود که از گوگل پرسیدم و بعد از ویکیپدیا ، کودک فهیم و پیدا کردم. پست مال سال ۸۷ بود. ولی خیلی روون و خوب نوشته بود، توجهم به اسمت جلب شد. مهسا محق ، مثل یه هایکو…
    دستنوشته های کودک فهمیم..
    چشمام داره میسوزه از خوابآلودگی ، ولی پست قبلی و میبینم ، قبلی . قبلی..
    اومدم صفحه اول. از آخرین پستت شروع کردم . چقدر خوب مینویسه این دختر ، چقدر حرف دل میزنه ، چقدر زندگیش رویائیه ، چه خوبه که میتونه اینجوری زندگی کنه . خوشبحالش . من آدم حسودی نیستم . فقط زندگی خودمه که حالم و بهم میزنه. اینه که مدتهاست حتی نمیتونم درست فکر کنم.
    چی دارم میگم. نوشته هات عالین دختر فهیم . چقد تو خوشبختی . چقد حس قشنگی دارن حرفات . تو این حجم خزعبلاتی که هر روز میخونم نوشته های تو مث نیلوفرن تو مرداب.
    چشمام باز نمیشه. خداحافظ

  2. دوست عزیز نادیده
    از لطف شما بینهاست ممنونم
    من یک زندگی کاملا عادی و معمولی دارم که هرکسی میتونه داشته باشه
    همیشه شاد و امیدوار باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *