میرم مدرسه…

image

من یک دانشجوی بی نظیرم
این چند خط را که بخوانید شما هم قلبا ایمان می آورید
این ترم، یک سری از درس ها خودخوان ارائه نشد و مجبور شدم که مدل کلاس دار! درس بگیرم
اسفند که کلاس نرفتم، گفتم از سال جدید
سه هفته پیش یادم بود که دوشنبه کلاس دارم؛ صبح زود تقویمم رو باز کردم که ببینم کدام مجموعه قانون را با خود ببرم که دیدم دیروز کلاس داشتم!
هفته ی بعد یکشنبه یادم بود! کلاس اول خوب بود، استاد عذر و بهانه هایم برای تا امروز نیامدن را پذیرفت و قول دادم باقی جلسات را حاضر باشم. اما کلاس دوم! امتحان میان ترم بود!!!!
خودم رو نباختم؛ عذر و بهانه هایی را که استاد قبلی خریدارش شده بود را ردیف کردم با چاشنی چند آقای دکتر غرا! ناگفته نماند بیرون کلاس که ایستاده بودم تا استاد بیاید، ایشان از من پرسیدند که کلاس آیین دادرسی کیفری ۲ اینجاست و من به خیالم که یکی از دانشجویان کلاس است، راهنماییش کرده بود، بعد دیدم به جای صندلی، رفت سمت جا استادی…
بالاخره قبول کرد تحقیق انجام دهم برای آن ۶ نمره! خدا پدر اینترنت را بیامرزاد!!!
و اما ماجرای امروز صبح!
به زحمت بیدار شدم و آماده ی رفتن به مدرسه، توی تقویمم محل کلاس رو ننوشته بودم، از توی پرینت برنامه ای که از سایت دانشگاه گرفته بودم، چک کردم. خدای من! درسی که امروز به خیالم کلاسش بود، اصلا خود خوان است!!!
حتی روز امتحانش هم امروز نیست که مثلا ماه را اشتباه کرده باشم!
حالا باور کردید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *