کنسرت شهرام شکوهی

شهرام شکوهی در یکی از کنسرت هایش

 شهرام شکوهی هم نام و هم نام فامیل همسر یکی از دوستان نزدیکم است. اولین بار که جلد آلبومش را دیدم، دقیقا همین تشابه اسمی توجه م را جلب کرد و آلبوم را خریدم

صدایش را دوست داشتم اما نه همه ی آهنگ هایش را. سی دی را مدتی گوش دادم تا اینکه به جمع آرشیوی های داشبورد پیوست.

تا اینکه به صورت کاملا اتفاقی بلیت کنسرت دیشب به دستمان رسید. بدون زحمت، بلیت وسط سالن، ردیف چهارم!

موزیک زنده، انرژی بخش است، ریتم که به دل بشیند، سراغ کلمات متن ترانه میروی

و وای از کلمات!

وای از روزی که کلمات…

به دل که بنشیند، اشک است که سرازیر می شود

و چه خوب که سرازیر می شود

وقتی که بارید، دلت می شود آسمانی صاف و بی ابر

….

شب بسیار خوبی بود و نه صدا برایمان ماند و نه حنجره از بس که جیغ زدیم!

ممنون از سیمای عزیز که بلیت ها را به دلیل زیبایی خریده بود و امیدوارم دلیل نرفتنشان نیز زیبا بوده باشد.

متن ترانه «خیال کن»؛ ترانه ای که به عنوان ترانه ی برتر در کنسرت به انتخاب کودک فهیم:

خیال کن روزگارم روبه راهه
خیال کن رفتیو دلم نمرده
خیال کن مهربون بودیو قلبم
کنار تو ازت زخمی نخورده
خیال کن هر چی بین ما نبوده
خیال کن خیلی ساده داری میری
خیال کن بی خیال بی خیالم
شاید اینجوری ارامش بگیری
گذشتی از منو ساکت نشستم
گذشتی از منو دیدی که خسته م
تو یادت رفته که توی چه حالی
کنارت بودمو زخماتو بستم
خیال کن که سرم گرمه عزیزم
خیال کن بی تو هیچ دردی ندارم
خیال کن زمستونه ولی من
توی شب هام شب سردی ندارم
خیال کن قلب من شکستنی نیست
خیال کن حقمه تنها بمونم
خیال کن عاشقم بودی ولی من
شاید قدر تو رو هرگز ندونم
گذشتی از منو ساکت نشستم
گذشتی از منو دیدی که خسته م
تو یادت رفته که توی چه حالی
کنارت بودمو زخماتو بستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *