علوم انسانی!

خوب من تا قبل از امسال، همیشه دانشجوی دانشکده ی فنی بوده ام

در دبیرستان هم رشته ام ریاضی-فیزیک بود و حتی مدرسه مان رشته ی انسانی نداشت

به تبع همین عوامل دوستانم هم اغلب از قشر مهندسان این مرز و بوم بوده اند و تک و توک هم بعد از مهندس شدن هوای علوم انسانی به سرشان زده بود

این همه مقدمه گفتم که بگویم هیچ وقت برخوردی با دانش آموز، دانشجو یا فارغ التحصیل علوم انسانی نداشته ام

امسال که رسما دانشجوی علوم انسانی شده ام باز هم به لطف راه حل های سیستم پیام نور، قضیه تنها با امتحان پایان ترم حل و فصل می شود و نیازی به حضور در دانشکده نیست که اگر بود همان لحظه ی اول عطایش را به لقایش بخشیده بودیم!

مسلما همه ی دانشجویان علوم انسانی شبیه دانشجویان دانشگاه پیام نور، واحد تهران جنوب نیستند اما چرا اینها این گونه اند؟؟؟

مگر نه اینکه اینها در آینده حقوقدان، مشاور روانشناسی و … در این مملکت می شوند؟

تا ندانند و نفهمند و حس نکنند آنچه می شنوند که نمی شود…

راستش من یک ذره هم شوق و اشتیاق یادگیری یا تلاش برای فهم و برقراری ارتباط با آنچه می خوانند در دانشجویانی که سر جلسات امتحان ملاقات می کنم، نمی بینم

هر کدام یک کناب خلاصه با یک مجموعه تست دستشان گرفته اند و بدون اینکه در ذهنشان بنشیند که چه می خوانند فقط نگران امتحانند که بگذرد

اظهار نظرهایی می کنند در مورد درس ها قبل از امتحان که نمی دانم بخندم یا بگریم!

شخصا آدمی هستم که دوست دارم با آدم های محتلف را ببینم، هم صحبتشان شوم که حرف حساب و دغدغه هاشان چیست که در پیله ام رنگی از دنیای واقعی هم باشد اما تحمل این جمع برایم تقریبا غیر ممکن است!

 

 

 

 

4 thoughts on “علوم انسانی!

  1. وایییییییی چه خوب مبارک باشه!!!! 🙂
    یعنی امسال هر دوی ما از مهندسی رفتیم سمت علوم انسانی؟
    حالا چه رشته ای میخونی؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *