نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم

این عکس هم ندانم که از کیست!
دلم تنگ می شود گاهی
برای آن زمان ها که می دانستم
اکنون، تمام  زندگی ام شده است نمی دانم
هیچ نمی دانم
جالب اینجاست که لذت بخش است این ندانستن
وقتی نهراسی از ندانستن
و خودت را بسپاری به آنچه می آید
که همیشه بهترین ها خود به خود می آیند
اما بازهم خاطره ی زمان دانستن ها، سرک می کشد گاهی
آن زمان ها هم نمی دانستم اما مذبوحانه خودم را به دانستن زده بودم
که باور داشتم این کوشش بیهوده را
شاید باید مدتی خیال کنی که می دانی تا روزی بازیگری بداهه شوی
همان بازیگری که نمی ترسد از اینکه نقشش را سر صحنه ی اجرا بگیرد
نمی ترسد اما دلهره ای دلنشین دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *