نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند…

در هر گوشه از این خانه، تصویری از من است

من که انقدر می خندم تا هم تراز گل قالی می شوم

من که می گریم مانند ابر بهار

من که از شادی در پوست خود نمی گنجم

من که غرق اندوهم

من که خواب و خیال می بافم تا آسمان هفتم

اما دل کندن از این چهار دیوار، سخت نیست

اینجا دیگر خانه ام نیست چرا که آرامش خاطر نیست…

همه ی خاطراتم را گردگیری می کنم

و در جای دیگری همه را از نو می چینم

در جای دیگری خاطرات تازه ای نیز می سازم

زیرا که اصالت خاطره ها به پدید آورندگانشان است

و جای ماندنشان؛ قلب و جان آدمی

در چهار دیوار نگنجد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *