این یک فیلم وودی آلن نیست!!!

 

  • پاریس زیباست، خیلی زیبا؛ زیبا و رویایی و با فیلمبرداری داریوش خنجی حتی رویایی تر
  • همه ی شاخه های هنر به نوعی وامدار فرانسوی ها هستند
  • بیشتر امریکایی های پولدار،  چیزی از فرهنگ و هنر سرشان نمی شود و تنها دنبال خرید و خوردن هستند
  • ارنست همینگوی و اسکات فیتز جرالد را می شناسم اما نه آنقدر که شوخی هاشان با یکدیگر برایم تلمیح داشته باشد و جذاب باشد
  • نام پیکاسو و سالوادور دالی هم برایم بیگانه نیست؛ «خواب» سالوادور دالی را هم در موزه هنرهای معاصر مجموعه ی سعدآباد دیده ام اما «آدرین برودی» در نقش دالی مرا نمی خنداند
  • زوج دختر زیبای پولدار سطحی نگر و نویسنده ی بی اعتنا به پول و فرهیخته و خیانت یکی یا هر دو هم زیاد تکرار شده
  • سفر زمان هم سوژه ای برای میخکوب کردن نیست
  • «نیمه شب در پاریس» شبیه فیلم های وودی آلن است اما انگار این یک فیلم وودی آلن نیست!
خوب، یعنی چه که فیلم وودی آلن نیست؟ مگر او جایی گفته که چگونه فیلم می سازد؟ یا اینکه برای قشر خاصی فیلم می سازد یا اینکه فیلمش را جوری می سازد که همه پسند باشد؟ 
 مگر او خودش را نامزد اسکار کرده؟ او که حتی در این مراسم شرکت هم نمی کند.
او دو سال است که ما را به سفر اروپا می برد؛ پارسال با ویکی و کریستینا ما را به بارسلون برد و  مدهوشمان کرد و امسال با با پاریس دل و دین و عقل و هوشمان را بر باد داد…
خدا کند که سال دیگر سری به ونیز یا رم بزند
و کاش علی حاتمی زنده بود تا فیلیمی بسازد و مارا به پس کوچه های شیراز قدیم ببرد؛ شاعر جوانی خلق کند که حسرت دورانی را دارد که در آن حافظ، غزل گفته است و در سفته است
دورانی که حافظ و عبید زاکانی با هم شوخی می کنند و تلمیحش برایمان روشن است و غزل های لسان الغیب جان می گیرند برایمان
 
شاید فرانسوی ها چنین حسی دارند از دیدن «نیمه شب در پاریس»!
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *