سیمین بانو

 

به قول ک.ام.ب.ی.ز ح.س.ی.ن.ی، این هم جدایی سیمین از ما

سیمین دانشور عزیر از بین ما رفت آن هم در روزش

خالق زری و هستی دیگر در میان ما نیست تا زری و هستی دیگری بیافریند

تا سرمشقی باشد برای همه ی ما، در زن بودن

روحش شاد و راهش پر رهرو

3 thoughts on “سیمین بانو

  1. مطلب از روزنامه شرق ۹۰/۱۲/۲۰ سیدعلی صالحی

    نرسیده به نیمه شب، تلفن‌های پیاپی، پیامک‌های بی‌وقفه و تا اواسط بامداد
    جمعه… همین‌طور، تا باز امروز و همین هنوز، خالق سووشون درگذشت! و همین
    چند رسانه‌ای که هست و رغبتی و قلمی و قصه‌ای که سر دراز دارد. امروز حوالی
    ظهر جمعه، نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ خورشیدی است. جمعیت ایران، می‌گویند ۸۰
    میلیون نفر است. تیراژ بسیاری از رمان‌ها و مجموعه داستان‌ها حدود هزار
    نسخه! این اشاره… چه ربطی به خبر درگذشت سیمین دانشور دارد؟!
    آن روز، پیش از ظهر، دانشکده هنرهای دراماتیک، مهر ۱۳۵۸ خورشیدی. (می‌گفتند
    جمعیت ایران حدود ۳۵میلیون نفر است. بحث بر سر تیراژ آثار اهل قلم بود.
    دانشجویی از استاد پرسید: «پرفروش‌ترین رمان فارسی…!؟» محسن یلفانی مدرس و
    استاد ما بود. گفت: «صالحی به این سوال جواب می‌دهد.» گفتم: «تا این آخرین
    یعنی تازه‌ترین چاپ که تمام هم شده در بازار کتاب، یک میلیون نسخه فروش
    رفته است. این رقمی دقیق و حیرت‌آور است. یک رمان، یک میلیون نسخه:
    «سووشون» سیمین دانشور!» چه سکوتی بر کلاس خیمه زد.
    همه می‌میرند و این زن بزرگ نیز با عزت تمام زیست و درست زیست و بخشنده و
    بی‌بدیل. اما یک سرزمین، یک ملت، یک رمان و یک پرسش: حالا ۳۷میلیون بگو،
    اما یک میلیون نسخه! چه رخ داده به این سال‌های مدید!؟ ۸۰ میلیون نفوس و کو
    اهل کتاب!؟ این به انزوا مردن تالیف است نه مرگ مولف. هر وقت – اما اندک –
    به زیارت این زن می‌رفتم، از حکایت نظارت‌های سخت بر قلم گلایه داشت. حالا
    برای جلال آل‌احمد چه خبرها خواهد برد! یادش گرامی باد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *