یادی از گذشته

زمانی عاشق این ترانه از منصور بودم:

ما رو به رقص آوردی باز طلبکار
– بد اخلاق
ای بابا دست از این اداها بردار
– بد اخلاق
جون ما رو به لب رسونده کارات
کشته ما رو این ادا و اطفارات
– بد اخلاق
انگاری آتیش به لبات کشیدی
– بد اخلاق
تو این چشا رو از کجا خریدی؟
– بد اخلاق
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بداخلاق

شهر رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بداخلاق

خواستی بگیم دیوونه‏تیم که گفتیم
به دست و پات هم که داریم میوفتیم
ما خاک پاتیم به خدا هزار جور
حیرون اون چشات یه جور ناجور
انگاری آتیش به لبات کشیدی
تو این چشارو از کجا خریدی؟
ما خاک پاتیم به خدا هزار جور
حیرون اون چشات یه جور ناجور

تو گفتی بدخواه، بدخواه داریم برات
شاکی شدی پاشنه رو دادیم بالا
اینور و تا اون سر رو بستیم واست
داد زدیم و شیشه شکستیم واست
آخر بی معرفتایی والا
بدجوری تا میکنه چشمات با ما
یه گوشه ء چشمی یه چیزی مردیم
ما آبرومون رو واسه تو بردیم

شهر رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بداخلاق
شهر رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بداخلاق

– بد اخلاق
– بد اخلاق

شهر رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بد اخلاق

– بد اخلاق

شهر رو به هم ریختی دیگه چی میخوای؟
یه تُکه پا هم با ما راه نمیای
قربون اخم اون چشای برّاق
تموم کن اخمات اخمِتو بداخلاق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *