Friends Indeed!

از همه بیشتر، «راس» را دوست دارم؛ یک بد شانس به تمام معناست، لحظاتی وجود دارد که دل آدم برایش به شدت کباب می شود.
اما چطور می توان، «فیبی» را بیشتر از همه دوست نداشت؛ حماقتش و سوتی های صادقانه ای که گاهی دوستانش را حسابی به دردسر می اندازد.
باور کنید می توان یک آدم عصبی و وسواسی را هم دوست داشت. اگر عاشق «مونیکا» نشدید، این ادعا به خودی خود باطل است!
«ریچل»، لوس و بی منطق بار آمده اما تلاش می کند تا زن خودساخته ای شود.
شوخی های «چندلر»، سرپوشی است برای ضعف ها و ناکامی هایش. وقتی شوخی هایش شدت پیدا می کند یعنی اینکه به شانه ای برای گریه احتیاج دارد.
و اما «جویی» که قلم در وصفش ناتوان است؛ کله پوکِ بانمک و البته بامعرفتیست!
سریال Friends ده فصل است اما خیلی زود، زمانی می رسد که دیگر قسمتی برای دیدن نمانده است و همان موقع است که آرزو می کنید که کاش در دیدنش خساست به خرج می دادید!

2 thoughts on “Friends Indeed!

  1. سلام
    کاملا موافقم .
    ، وقتی این سریال رو دیدم و به آخراش نزدیک میشدم ، خیلی احساس دلتنگی بهم دست می داد.
    واقعا همه شخصیت هاش دوست داشتنید ، راس – ریچل – فیبی ….
    فیبی که حتی توی فیلم P.S I Love You هم اینطوری بازی کرده .
    الان هم با گذشت مدت ها هر از گاهی تکراری این سریال رو نگاه می کنم

  2. دقیقا همین است !!!! هر قسمت را حداقل پنج بار دیده ام. این سریال مرا می خنداند. به من امید می دهد. مثل شازده کوچولو است. که بعد از خواندنش آرزویم این بود که نخوانده بودمش که باز بتوانم برای بار اول تجربه اش کنم. مثل ” دو قدم اینور خط ” احمد پوری.
    سریال فرندز اینطوری است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *