نکته سربسته چه دانی؟ خموش!

هاتفی از گوشه میخانه دوش/گفت ببخشند گنه می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش/مژده رحمت برساند سروش

این خرد خام به میخانه بر/تا می لعل آوردش خون به جوش

گر چه وصالش نه به کوشش دهند/هر قدر ای دل که توانی بکوش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست/نکته سربسته چه دانی خموش

گوش من و حلقه گیسوی یار/روی من و خاک در می فروش

رندی حافظ نه گناهیست صعب/با کرم پادشه عیب پوش

داور دین شاه شجاع آن که کرد/روح قدس حلقه امرش به گوش

ای ملک العرش مرادش بده/و از خطر چشم بدش دار گوش

2 thoughts on “نکته سربسته چه دانی؟ خموش!

  1. درود و عرض ادب و سپاس از کار زیبا و قشنگتان واقعا درست مریزاد
    من هم بیشتر غزلها رو میدوستم اما در اینجا هم مثل لافکادیو دست به کیبورد شدم بگیوم من هم این غزل را مثل شما میدوستم مخصوصا
    مستی حافظ نه گناهیست صعب
    با کرم پادشه عیب پوش
    امیدوارم که مدیر عزیز وبلاگ در رندی و مستی حافط نطر بدهد
    منظورم این هست که به کتاب قدیمی که در دست دارد نگاهی بیندازد ببیند که در کتاب موجود رندی نوشته شده و یا مستی
    تندرست و شاداب باشید در پناه حضرت حق.شهزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *