2 thoughts on “شهر من، یزد..

  1. شهر من جایی هست که دلم می‌خواهد بروم از آنجا، چه پر از ترس است، چه پر از درد است. شهر من جایی است که به تاریخش زنده‌است. شهر من جایی است که همه مردم آن مردند.
    شهر من من به تو می‌نگرم و بجز آن تاریخت، هیچ چیز دگر در آن نیست.

    شهر من جایی بود. شهر من دیگر نیست.

  2. شهر من شهری است در دل کویر،
    شهری که بهارش زود از راه می رسد،
    شهری که گرمی خویش را به مردمانش بخشیده است،
    شهری پر ازافتخار با مردان و زنانی فعال و سختکوش که تاریخ آیندگان خویش را می سازند.
    شهر من شهری است که همواره به آن افتخار می کنم.

    کاش من هم بتوانم تاریخ این شهر را پرافتخار بسازم.
    کاش آیندگان هم به تاریخ این شهر افتخار کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *