صفحه ۸۰

 این عکس رو به دقت نگاه کنید، کمی فکر کنید و بعد ادامه مطلب رو بخونید:

عکاس: امیر حجت صفرلی (ایران)
در شهری که دیگر هیچ کس
  – حتی کودکانش –
اسم فرشته ها را نمی دانند
اگر هنوز
اگر هنوز چیز مقدسی
اگر هنوز چیز مقدسی باقی مانده باشد
باری،
عینک ته استکانی
و چروک‌های صورت
و نازکی خوابِ پیر زن فرتوتی است
که فرشته ها را
  – هر روز –
به اسم کوچک صدا می‌زند.

In a city where no one anymore
  – even its children –
kows the name of angels
if yet
if ye a sacred thing
if ye a sacred thing has been remained
well,
it is thick glasses
and face wrinckles
and delicacy of sleep of a decrepit woman
who calls angels
  – every day –
By their nicknames.

برگرفته از کتاب: “پرسه در حوالی زندگی”
نشر چشمه و نشر رسش
روایت: مصطفی مستور
انتخاب عکس: کیارنگ علایی
برگردان به انگلیسی:  محمد فیض الله

6 thoughts on “صفحه ۸۰

  1. سلام خانوم!
    خوشحالم که خوبی و وبلاگ میخونی. اسم راوی رو هم میرم خونه چک میکنم، الان خاطرم نیست، ممنون از دقتت!

  2. فلاش دوربین موبایل من به هیچ وجه من الوجوه، خاموش نمیشه!!! وگرنه در این حد منم از عکاسی سردرمیارم 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *